الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
518
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
شده و بيشتر افراد را در بر مىگيرد . و بر اين معنى است : ( وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ - 9 / حجرات ) ( إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ - 122 / آل عمران ) كه اگر از واژه - طائفة - اراده مفهوم جمع شود مفردش - طائف - است و اگر مقصود از آن واحد باشد بطور كنايه واحد است و صحيح است كه لفظش جمع باشد و نيز صحيح است مثل واژههاى راوية ( شتر آبكش ) و علامة و مانند آنها باشد كه صورتا مفرد و در معنى جمعند . طُوفَان : هر حادثهاى است كه بر انسان محيط شود و فراگيرد و بر اين معنى آيه : ( فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ - 133 / اعراف ) است . لفظ طوفان - در عرف آبى است كه از زيادى به نهايت مىرسد و چون حادثهاى كه به قوم نوح رسيد از آب بود ، خداى تعالى گفت : ( فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ - 14 / عنكبوت ) پس لفظ طوفان به سيلان و خيزش فراگير آب اطلاق شده است . طَائِفُ القوسِ : خانهء كمان و قبضهء آن . طَوْف : پليدى و غائط . طوق : اصل - طَوْق - چيزى است كه بر گردن قرار داده مىشود كه يا طبيعى است مثل طوق كبوتر و يا ساختگى و دست ساز است ، مثل حلقه طلا و نقره و سپس به صورت فعل در آمده و گفته مىشود طَوَّقْتُهُ كذا - قلّدته - يعنى به گردنش قلّادة و طوقى آويختم . در آيه : ( سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ - 80 / آل عمران ) « 1 » افكنده شدن بخل چون طوق به
--> ( 1 ) ترجمهء تمام آيه چنين است : كسانى كه خداوند از فضل و كرمش به آنها داده و بخل مىورزند گمان نكنند و نپندارند كه بخل و خست براى آنها خير است بلكه بخل و نظر تنگى بر ايشان شرّ و ذلّت است و روز .