الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

498

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

ليلةٌ طَلْقَةٌ : شبى است معتدل براى واگذاشتن ستوران براى آب خوردن . أَطْلَقَهَا : آزادش كرد . طمم : الطَّمُّ : درياى پر آب و موّاج . له الطَّمُّ و الرَّمُّ : او خشك و تر و آب و خاك يا مال فراوان دارد . طَمَّ على كذا : بر آن غلبه كرد و سر آمد ، قيامت هم به همين جهت - طَامَّة - ناميده شده در آيه گفت : ( فَإِذا جاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرى - 34 / نازعات ) « 1 » ( وقتى كه آن حادثهء فراگير بزرگ سر مىرسد ، و مىدانيم كه در قرآن افعال محقّق الوقوع چون وقوعشان قطعيّت دارد به صورت ماضى بيان مىشود زيرا شدنى هستند ) . طمث : الطَّمْثُ : خون حيض و دوشيزگى . طَامِث : حائض و دشتان . طَمِثَ المرأةُ : وقتى است كه زن زفاف كند ، در آيه گفت :

--> ( 1 ) صاحب كشف الاسرار مىنويسد : الطّامّة الكبرى - بانگ ، و صيحه‌اى است كه هر چيزى را فرا مىگيرد و سپس برانگيختن و حساب و كتاب واقع مىشود . حسن و زجاج مىگويند : خداوند قيامت را رويداد بزرگ ناميده است زيرا از تمام امور و حوادث سهمگين‌تر است . الطّمّ : درياى خروشانى است كه هر چيزى را در خود غرق مىكند و عبد الملك مروان خليفه اموى از ( ابو حازم زاهد ) پرسيد : فردا حال و كار ما چون خواهد بود ، گفت : اگر قرآن مىخوانى قرآن ترا جواب مىگويد گفت كجا ، گفت : ( فَأَمَّا مَنْ طَغى وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى - 39 / نازعات ) كسى كه نسبت به خداى گستاخى مىكند و زندگى دنيا را بر آخرت برمىگزيند دوزخ جايگاه اوست و كسى كه از مقام پروردگارش بيم داشت و خويشتن از هوى و هوس تهى كرد بهشت جايگاه اوست ، در دنيا هر نفسى را آتشى است كه آن را آتش شهوت گويند و در عقبى آتشى است كه آن را آتش عقوبت نامند هر كه امروز به آتش شهوت سوخته شد فردا به آب رحمت و نور معرفت آتش عقوبت را بنشاند . ( ج 10 ص 376 - خواجه عبد اللّه انصارى هروى ) گويا ستمگران تاريخ همواره از فرداى خويش بيمناكند و در اضطراب كه از أبو حازم‌ها وسيله آرامش مىطلبند ولى آنها هم با صراحت حقايقى را به آنها مىگويند .