الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

482

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

ناقةٌ مَطْرُوقَةٌ - است كه در سستى به آن تشبيه شده است . طري : در آيه گفت : ( لَحْماً طَرِيًّا - 14 / نحل ) يعنى : گوشت تازه ، كه از - طَرَاء و طَرَاوَة - است . فعلش - طَرَّيْتُ كذا فَطَرِيَ - است يعنى تر و تازه‌اش كردم . المُطَرَّاة من الثّياب : جامه و لباس مرطوب يا تازه . إِطْرَاء : مدح و ستايش كه تكرار مىشود . طَرَأَ : با حرف همزه يعنى طلوع كرد و نمايان شد . طس : طس اين واژه دو حرف است كه در سخنشان طس نيامده است « 1 » واژه - طَسّ - با تشديد حرف ( س ) و - طُسُوس - جمع - طسّ - است كه اصلى ندارد « 2 » . . طعم : الطَّعْم : خوردن غذا است ، و هر چيزى كه از آن مىخورند طَعْمٌ و طَعَامٌ - ناميده مىشود . در آيه گفت : ( وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَكُمْ - مائده ) « 3 » .

--> ( 1 ) اين واژه يك بار آن هم در سر آغاز سورهء نمل آمده است ، مىگويد : ( طس ، تِلْكَ آياتُ الْقُرْآنِ وَ كِتابٍ مُبِينٍ - 1 / نمل ) بگفتهء شيخ طوسى و عدّه‌اى از مفسّرين - طس - اسمى از اسماء قرآن است كه بلا فاصله بعد كلماتى اين چنين كه فواتح سور ناميده مىشوند آيات بعدشان اشاراتى به كتاب و يا قرآن دارد و بگفتهء ابو مسلم اصفهانى و به نقل قول از تاريخ قرآن ابو عبد اللّه زنجانى ، اينها اشاره به همان حروف الفباء است كه قرآن با آنها بيان شده است . ( تبيان 8 - تاريخ قرآن 36 ) . ( 2 ) ابن فارس مىگويد - طس - واژه‌اى است در معنى طست يا طشت . ( مقاييس اللّغه ) . ( 3 ) اشاره به صيد دريائى است كه مىگويد : براى شما شكار و غذايش حلال است ( أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ - 96 / مائده ) .