الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
48
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
دَابَّة لَهَا مَرْجُوعٌ : حيوانى كه بعد از خريد و به كار گرفتن آن برگرداندن و فروختنش به صاحب اصلى ممكن است . نَاقَة رَاجِع - شترى كه فَحْل و نرينه نمىپذيرد و ردّ مىكند . أَرْجَعَ يَدَهُ إلى سَيْفه : دستش را براى كشيدن شمشير برگرداند . ارْتِجَاع « 1 » : استرداد ، يعنى طلب رد كردن و بازگرداندن ( و به حال اوّل بازگشتن ) .
--> فرّاء مىگويد : آسمان در ابتداء شروع مىكند به باريدن و سپس هر سال به همين حالت برمىگردد . ديگرى گفته است : ( وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ - 11 / طارق ) يا - ذات المطر - براى اينكه مىآيد و برمىگردد و اين كار تكرار مىشود . ( 1 ) در هر عصر و زمانى از تاريخ انسانها اصطلاحات و واژههايى بيش از بقيّه كلمات مورد توجّه و بهرهبردارى معنوى يا مادّى يا تبليغاتى قرار مىگيرد كه پارهاى از آنها به حقّ و پارهاى با روش سوفسطائى و مغالطه گرانه به كار مىرود به اين معنى كه كسى خود مشمول چنان واژهاى است امّا آن را به ديگرى نسبت مىدهد مثلا در دورههاى تاريخى كه بر بشر گذشته است هيچكس شك ندارد كه روزگارى بشر اوّليه بعد از تشكيل روستاها نخستين كارهايشان را اشتراكى و دستجمعى انجام مىدادند و همواره اقامت و كوچشان و جنگ و صلحشان با پيمانهاى دستجمعى انجام مىگرفته امّا چون انديشه و تفكّرشان با تهيّه ابزارهاى توليد و با تكامل بخشيدن به وسايل زندگى تجلّى يافت به تدريج تمدّن و شخصيّتهاى فكرى و صلاحيت افراد بروز نمود و با مبعوث شدن پيامبران براى ارائه راه صحيح حيات و سعادت فرد و جامعه به پايهاى از شكوه و عظمت رسيد كه امروز مىبينيم محصول آنها در صورتى كه از روش پيامبران و مكمّل آنها كه اسلام است پيروى شود چه دنيائى از عدل و قسط و شرافت و پاكدامنى براى انسانها حاصل مىشود . امّا كسانى كه معتقد به ليبراليسم يعنى آزادى بىبند و بار ( دوران غارنشينى ) در اقتصاد و شهوت و خيانت هستند و كسانى كه نقطهء مقابل آنها قرار دارند يعنى معتقد به سلب كمترين حدّ آزادى در شخصيت و انديشه و عمل براى انسانها هستند و در حقيقت هر دو مكتب مىخواهند بشريت را به دوران فرديت گرايى مطلق و يا اشتراك مطلق كه دو دوره متمايز غارنشينى و كمون اوّليه است برگردانند و به روشنى ارتجاعى بودن و بازگشت به حالات نخستين انسانها يعنى شبيه و همانند شدن با حيوانات را تجويز مىكنند . سخن گروه اوّل - خودكامگى ، تجاوز ، شهوترانى آزاد ، مى خوارگى و چپاول اموال مستضعفين است . و كار گروه دوّم - بى حقّى ، و سلب شخصيّت و قربانى كردن فطرت خداجويانه انسانهاست ، با اينكه هر دو سيستم فكرى و اجتماعى مذكور در غرقاب و امواج ارتجاع دست و پا مىزنند ولى با روشى مغالطهگرانه خدا پرستان را كه معتقد به رشد و تكامل انسانها از صفر تا بى نهايت هستند و حفظ حقوق مساوى فردى ، اصالت شخصيّت فردى ، اصالت حقّ و عدالت و قسط در جامعه سر لوحهء برنامههاشان قرار دارد ، متأسّفانه آن دو گروه به حقّ ارتجاعى ، مغرضانه بر چسب ارتجاع به معتقدين رشد و حركت انسانها مىزنند به گفتهء آن دانشمند غربى كه گفت : اى آزادى چه جنايتها كه بنام تو مرتكب نمىشوند . بايد گفت اى حقوق بشر و اى انسانيّت و اى ارتجاع چه سوء برداشتها و مغالطهگريها كه به نام تو تبليغ نمىكنند ، پس ارتجاع آن سيستم .