الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
474
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
رجلٌ طَبِعٌ : ( مرد دون همّت و فرو مايه و زشت خوى ) كه عدّهاى آيات : ( طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ - 93 / توبه ) و ( كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ - 74 / يونس ) را بر آن معنى حمل كردند ، يعنى پست و فرومايهاش كرد « 1 » . مثل آيات : ( بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ - 14 / مطفّفين ) « 2 » . ( أُولئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ - 41 / مائده ) ( اين دو رويان كه با زبان اظهار ايمان مىكنند همان كسانى هستند كه بخاطر نفاقشان خداوند نخواست كه دلهاشان را پاك كند ، در دنيا خوارى ، و در آخرت عذاب عظيمى دارند ) . طَبَعْتُ المكيالَ : وقتى است كه پيمانه را پر و سر ريز كنى و اين معنى براى اين است كه پر بودن ظرف نشانه ممانعت افزودن بيشتر بر آن است . الطَّبْعُ : مَطْبُوع و پر شده ، شاعر مىگويد : كزوايا الطّبع همّت بالوجل « 3 »
--> ( 1 ) آيهء 74 / يونس كه علّت فرومايگى و مهر شدن دلهاشان از سوى خدا را نتيجه و معلول نافرمانى و تجاوز و ستمگرى آنها از حقّ معرّفى مىكند مىگويد : ( عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ - 74 / يونس ) يعنى دلهاى دنياپرستان و كسانى كه پيامبران و روز جزا را بخاطر اصرار در تجاوز و ظلمشان انكار مىكنند را خداوند مهر مىزند و معلول همان تجاوز و در گذشتن از حدّ در ستمگرى است و همين است كه در قيامت و سر آغاز جز او مكافات با عجز و لابه مىگويند : ( لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ - 10 / منافقين ) يعنى اگر تا مدّتى مرگم را به تأخير بيندازى از صالحين مىشوم و اين همان اقرارى است بر مقدّمه مهر زدن خداى بر دلهاشان . ( 2 ) ترجمه آيهء قبل آن چنين است : روز جزا را جز ستمگر گناهكار تكذيب نمىكند همين كه آيات ما را بر او بخوانند مىگويد : اساطير اوّلين است ، اصولا آنچه را كه مىكنند و مىانديشند زنگار دلهاشان شده است ( كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ - 14 / مطفّفين ) . ( 3 ) شعر از لبيد بن ربيعة كه در تمام نسخههاى مفردات غلط ضبط شده ، يعنى - كروايا - را كزوايا - و - وحل - را - و جل - نوشتهاند كه اشتباه ناسخ است ، تمام بيت چنين است : فتولوا فاترا مشيهم * كروايا الطّبع همت بالوجل .