الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
46
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
مىگويند : فلان يُؤْمِن بِالرَّجْعَة : ( او به رجعت باور دارد ) . رِجَاع : مخصوص بازگشت پرنده بعد از دورى و هجرت آن است . از واژهء رجوع - آيات : ( لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ - 8 / منافقون ) و ( فَلَمَّا رَجَعُوا إِلى أَبِيهِمْ - 63 / يوسف ) ( وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ 150 / اعراف ) و ( وَ إِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا « 1 » - 28 / نور ) . رَجَعْتُ عن كذا رَجْعاً : از آن بازگشتم و منصرف شدم . رَجَعْتُ الجوابَ : پاسخ را برگرداندم ، مثل آيات : ( فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلى طائِفَةٍ مِنْهُمْ - 83 / توبه ) و ( إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ - 48 / مائده ) . ( إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى - 8 / علق ) و ( ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ - 60 / انعام ) و صحيح است كه - مَرْجِعُكُمْ - از - رجوع « 2 » باشد ( يعنى از بازگشتن نه از بازگرداندن ) . مثل آيهء : ( ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ - 28 / بقره ) . و اگر هم از - رجع - باشد درست است مانند آيه ( ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ - 28 / بقره ) كه مثل آيه : ( وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ - 281 / بقره ) كه هم با فتحه حرف ( ت ) و هم با
--> ( 1 ) آيهاى است در نهايت اوج و عظمت اخلاق اسلامى كه كمال ظرفيّت و جنبهء روحى انسانها را تعليم مىدهد ، مىگويد : هر گاه به ديدن كسى رفتيد و او در خانه نبود و يا بود و به شما گفت فعلا از پذيرائى معذورم با نهايت ادب و محبّت و بدون رنجش برگرديد كه اين حالت براى شما بهتر و پاكيزهتر است و خدا به اعمالتان دانا است ، در قسمت اوّل آيه مىگويد جز خانههاى خودتان به خانههاى ديگران داخل نشويد تا آشنائى دهيد و بر آنها سلام كنيد كه اين عمل برايتان بهتر است و اگر كسى در آن خانه نبود وارد آنجا نشويد تا اجازت دهند و به خانههاى غير مسكونى اگر متاعى و مالى در آنجا داشتيد گناهى بر شما نيست كه داخل شويد امّا بدانيد كه خداوند آنچه را كه آشكار يا پنهان مىكنيد مىداند . و اين مسئله مهمّ و دقيق را خداوند براى استحكام اساس روابط صحيح اجتماعى و خانوادگى بيان مىكند تا سلامتى جامعه مصون باشد و بنيان روابط خانوادگى دستخوش هوسها و بىتربيتىها نگردد . ( 2 ) راغب رحمه اللّه - رجوع - را فعل لازم يعنى بازگشتن و - رجع - را متعدّى يعنى بازگرداندن مىداند كه در لغتنامهها معتبر هر دو مصدر را هم لازم و هم متعدّى نوشتهاند . رافعى مىنويسد : رجع من سفره و عن الامر ، يرجع ، رجعا ، و رجوعا و رجعى و مرجعا . ابن سيده نيز همنظر رافعى است مىنويسد : رجع رجعا رجوعا رجعى رجعانا مرجعه .