الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

440

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

ضَحِكَ الغديرُ : آبگير و بركه از پرى و سر ريز بودن مىدرخشد ، و مىخندد . ضحي : الضُّحَى : گسترش نور خورشيد در نيمروز و ادامه يافتن روز و آن زمان يعنى نيمروز به همان جهت - ضحى - ناميده شده - در آيات گفت : ( وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها - 1 / شمس ) ( إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها - 46 / نازعات ) « 1 » ( وَ الضُّحى وَ اللَّيْلِ - 1 / ضحى ) « 2 » ( وَ أَخْرَجَ ضُحاها - 29 / نازعات ) « 3 » ( وَ أَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى - 59 / طه ) . ( اينكه مردم در نيمروز فراهم آيند و جمع شوند ) . ضَحَى ، يَضْحَى در تابش آفتاب قرار گرفت . و گفت : ( وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى - 119 / طه ) يعنى تو از گرماى خورشيد مصون هستى و تشنه نمىشوى . تَضَحَّى : ناهار خورد ، مثل - تغدّى : ناشتايى خورد . ضَحَاء و غداء : غذاى ظهر و چاشتگاهى است . ضَاحِيَةُ كلِّ شيءٍ : قسمتى و ناحيه‌اى از هر چيزى كه روشن و آشكار است . ضَوَاحِي : كرانه‌هاى روشن آسمان .

--> ( 1 ) مربوط به دوران و مدّت برزخ است ، در بارهء كسانى كه به قيامت معتقد بوده‌اند ، مىگويد : چون قيامت را مىبينند ، گويى كه جز شبى يا روزى در برزخ نگذارنده‌اند . ( 2 ) سوگند به روز روشن و شب تار ، خداوند به تمام حقايقى كه در پهنهء آفرينش نقش حياتى دارند و مورد مشاهده است سوگند ياد مىكند ، و سوگند همان گواه بودن ، و مورد سوگند شكوه و عظمت آن را به خوبى روشن مىكند . ( 3 ) آيا خلقت شما مشكلتر است يا آسمانى كه ساخته و آفريده است ، و سقفش را بالا برده و پرداخته شبش را تار و روزش را روشن نموده است .