الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
435
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
( از پشمها و كركها و مويهاى حيوانات براى مدّتى پوشاك و وسايل زندگى تهيّه مىكنيد ) . أخذ بِصُوفَةِ قفاه : موى پشت سرش را گرفت . كبشٌ صَافٍ و أَصْوَفُ و صَائِفٌ : گوسفند و قوچ پر پشم . الصُّوفَة : گروهى كه در كعبه خدمت مىكنند ، گفته شده همچون موى و پشمى كه به پوست متّصل و در آميخته است آنها نيز با كعبه در آميخته ، و پيوسته در خدمت كعبه هستند لذا - صُوفَة - ناميده شدند . صُوفَان : گياهى كه مثل انجير كال پرز دارد . در بارهء - صُوفِيّ - گفته شده منسوب به جامهء پشمينى است كه در بردارد و يا منسوب به - صُوفَة - يعنى همانها كه در كعبه خدمت مىكنند ، و بخاطر اشتغالشان به عبادت در كعبه صوفي ناميده شدند و يا منسوب به صُوفَان يعنى همان گياه كالى كه پرز دارد زيرا - صوفىها - در خوراكشان ميانه روى دارند و به كم بسنده مىكنند همانطور كه گياه و انجير كال كه پرز دارد كمتر در غذا مورد نياز است . صيف : الصَّيْفُ : تابستان ، در آيه ( رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ - 2 / قريش ) ( يعنى كوچ كردن زمستانى و تابستانى يا ييلاق و قشلاق ) . باران تابستانى هم - صَيْف - ناميده شده همانگونه كه باران بهارى را هم - ربيع - گويند . صَافُوا : به فصل تابستان رسيدند . أَصَافُوا : به تابستان داخل شدند . صوم : الصَّوْمُ : در اصل خوددارى از كار است خواه خوردن ، گفتن يا راه رفتن باشد از