الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
420
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
صَمَمْتُ القارورةَ : دهانه و سر شيشه را بستم كه تشبيهى به شخص ناشنوا است ، گويى كه گوشش بسته شده . صَمَّمَ في الأمر : كار را انجام داد بدون اينكه به كسى كه او را از آن كار منع مىكند و باز مىدارد توجّه كند ، گويى كه ناشنوا است . الصَّمَّان : زمين بسيار سخت . اشتمال الصَّمَّاء : آنچه را كه چيزى از آن ظاهر نمىشود ( يعنى تكه پارچهاى بر بدن پوشيده شود و همه جاى بدن را بپوشاند ) . صمد : الصَّمَد : بزرگوارى ، كه در كارها به او توجّه مىشود و به سوى او قصد مىشود . صَمَدَ صَمْدَهُ : در حالى كه به او اعتماد داشت قصد او كرد و به او توجّه كرد . گفته شده - صَمَد - چيزى است كه تو خالى نباشد و آنچه تو خالى نباشد دو چيز است : اوّل - چيزى كه مادون انسان باشد ، مثل : جمادات . دوّم - آنچه از انسان برتر و متعالىتر باشد ، مثل خداى بارى و فرشتگان . و مقصود از آيه : ( اللَّهُ الصَّمَدُ - 1 - اخلاص ) آگاه و هشدارى است كه خداى بارى بر خلاف كسى است كه برايش الوهيّت قائلند و اثبات مىكنند ، و مثل اين معنى را در آيه : ( وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ - 75 / مائده ) اشاره نموده است « 1 »
--> ( 1 ) مىگويد : مسيح بن مريم پيامبرى است كه قبل از او نيز پيامبرانى بودهاند و مادرش بانويى صدّيقه و پارسا و هر دو غذا مىخوردند ببين چگونه نشانهها و آيات را براى آنها روشن مىكنيم و باز بنگر چگونه از حقّ روى گردان و سرگردانند - و اللَّه جلّ ثنائه الصّمد لانه يصمد اليه عباده بالدّعاء و الطلب - و خدايى كه ستايش او بسى متعالى است صمد است زيرا بندگانش و آفريدگانش با نيايش و دعاء به او روى مىآورند و توجّه مىكنند - و اين معنى اصلى واژهء صمد است ، و صمد يكى از اسماء خداى تعالى است ، او جاودانه باقى است و متعالى بودن يا سيادت به او پايان مىپذيرد . ( مقاييس 3 / 309 - النّهايه 3 / 50 - لسان العرب مجمع البحرين ) .