الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
410
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
صَفْوَان : روزى صاف و بسيار سرد و آفتابى . صلل : اصل - صَلْصَال - بر آمدن صداست از چيزى خشك و از اين معنى است كه گفته شده : صَلَّ المسمارُ : ميخ آهنى صدا داد . صَلْصَال : گل خشك ، در آيات : ( مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ - 14 / الرّحمن ) ( ايشان را از گل خشك چون سفال آفريد ) . ( مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ - 26 / حجر ) ( از گلى خشك از لجنى متعفّن ) الصُّلْصَلَة : ته ماندهء آب كه چون كم است و در ظرف با حركت دادن صدا مىكند ، اينطور ناميده شده . صَلْصَال : گل متعفّن ، مثل : صَلَّ اللحم : گوشت فاسد و متعفّن شد ، گفته شده اصلش - صَلَّال - است كه يكى از حروف ( ل ) آن به ( ص ) تبديل شده . أ ئذا صَلَلْنَا يعنى آيا وقتى متعفّن و متغيّر شديم ؟ كه از همان عبارت - صلّ اللّحم - . صلب : الصُّلْبُ : سخت و به اعتبار همين سختى و شدّت ، پشت انسان و حيوان نيز صُلْب ناميده شده . آيه : ( يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ - 7 / طارق ) . ( انسان پس از مراحل جنينى از ميان پشت سخت و استخوانهاى نرم سينه خارج مىشود - براى توضيح بيشتر پيرامون اين آيه به ذيل واژه - ترب - مراجعه شود ) . و آيه : ( وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ - 23 / نساء ) . ( همسران پسرانى كه از صلب شما هستند يعنى عروسانتان بر شما حرام است )