الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
371
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
صَبِحْتُهُمْ ماء كذا : پگاهان آن آب را براى آنها آوردم . الصُّبْح : شدّت سرخى در موى سر ، كه تشبيهى است به صبح و صباح . صَبُحَ فلان : روشن و متجلّى شد كنايه از زيبائى و به جهت و خوشروئى است . صبر : الصَّبْر : خويشتن دارى در سختى و تنگى . صَبَرْتُ الدّابّةَ : ستور را نگهداشتم و حبس كردم بدون علوفه و خوراك . صَبَرْتُ فلانا : او را جا گذاشتم و راه خروج نداشت . الصَّبْر : شكيبائى و خوددارى نفس بر آنچه را كه عقل و شرع حكم مىكند و آن را مىطلبد يا آنچه را كه عقل و شرع ، خوددارى نفس از آن را اقتضاء مىكند ، پس صبر و شكيبائى لفظ عامى است و چه بسا بر حسب اختلاف مورد ، اسامى مختلفى داشته باشد : 1 - اگر صبر و شكيبائى نفس براى مصيبتى باشد واژه - صبر به كار مىرود نه چيز ديگر و ضدّش جزع و بى تابى است . 2 - اگر صبر در جنگ و محاربه باشد ، شجاعت و پايدارى ناميده مىشود كه ضدش ترس و جبن است . 3 - هر گاه صبر در كارى ملال آور و دلتنگ كننده باشد - ظرفيّت داشتن و دلدار بودن - ناميده مىشود كه ضدّش كم ظرفيّتى و ضجر و دلتنگى است . 4 - و زمانى كه صبر در خوددارى از كلام و سخن گفتن باشد كتمان ناميده مىشود و ضدّش فاش كردن سخن و ناآرامى است . خداى تعالى تمام معانى فوق را - صبر - ناميده است ، و در آيات زير به آن آگاهى داده است كه : ( وَ الصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ - 177 / بقره ) ( وَ الصَّابِرِينَ عَلى ما أَصابَهُمْ - 35 / حجّ )