الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

352

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

( وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما - 20 / نور ) و در آيه : ( ما شَهِدْنا مَهْلِكَ أَهْلِهِ - 49 / نمل ) يعنى نبوديم . و آيه : ( وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ - 72 / فرقان ) يعنى با جانها و همّت‌ها و اراده‌هاشان براى شهادت زور و دروغ گفتن حاضر نمىشوند . الشَّهَادَة : سخن گفتن ، كه از روى علم و آگاهى كه از مشاهده و بصيرت يا ديدن با حواس و چشم حاصل شده است صادر شود . در آيه : ( أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ - 19 / زخرف ) يعنى آيا با چشم خويش ديده‌اند ، سپس مىگويد : ( سَتُكْتَبُ شَهادَتُهُمْ - 19 / زخرف ) يعنى : گواهيشان نوشته مىشود تا تنبيه و آگاهى بر اين امر باشد كه شهادت از شهود است . و آيه : ( ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ - 51 / كهف ) يعنى آنها را از كسانى كه با انديشه و بصيرت از آفرينش آسمانها اطّلاع داشته باشند قرار نداده‌ام . و آيه : ( عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ - 73 / انعام ) يعنى : خداوند آنچه را كه از حواسّ مردم و بصيرتشان پوشيده است و نيز آنچه را كه به وسيلهء حواسّ و بصيرت بر آنها آگاهى مىيابند ، خداوند بر تمام آنها عالم و آگاه است . شَهِدْتُ - دو گونه است : اوّل - در حكم - علمت يعنى دانستم ، لفظش يا گفتنش بجاى - شهادة - است ، مىگويند - أَشْهَدُ بكذا - و نه مىگويند - اعلم بكذا - زيرا از شاهد فقط دانستن را قبول نمىكنند و راضى نمىشوند كه بگويد - اعلم بكذا بلكه نياز است كه - اشهد بكذا - بگويد . ( يعنى شاهد بوده‌ام ) دوّم - شَهِدْتُ - در حكم سوگند ، مىگويند : أَشْهَدُ باللّه انّ زيدا منطلق - كه سوگند به خداوند براى رفتن ، و رهايى زيد است . بعضى از علماء مىگويند اگر گفت - أشهد - و نگفته است - باللّه - باز هم سوگند است ، و مثل - علمت - در حكم - شهدت - در قسم است كه بجاى سوگند