الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
346
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
به كار مىرود . بطور استعاره مانند واژه - اشتباه است - كه از - شبه - استعاره شده است . شكو : الشَّكْو ، الشِّكَايَة و الشَّكَاة و الشَّكْوَى : اظهار اندوه و در ميان نهادن آن با ديگرى است ، شَكَوْتُ و أَشْكَيْتُ : شكوه و گله كردم . آيه : ( إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ - 86 / يوسف ) يعنى ( اندوه و حزنم را به خدا اظهار مىكنم ) . و آيه : ( وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ - 1 / مجادله ) نيز در همان معنى است . أَشْكَاهُ : او را به شكايت آورد ، مثل - أمرضه : بيمارش كرد . گفته شده - أَشْكَاهُ : يعنى شكايت و گلهاش را بر طرف كرد . روايت شده است : « شَكَوْنَا الى رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم حرّ الرّمضاء فى جباهنا و أكفّنا فلم يشكنا » . ( از اثرات داغى ريگها در پيشانى ، و دستهامان به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله شكوه برديم ، گله ما را پذيرفت و رد نكرد و تسكينمان داد ) . اصل - شَكْو - باز كردن ظرف آب و نشان دادن محتواى آنست و اين واژه يعنى - شَكْوَة - ظرف كوچك آب است و از عبارتى است كه مىگويند بثثت له ما فى وعائى و نفضت ما فى جرابى يعنى : ( هر چه در ظرفم بود عرضه كردم و آنچه در كيسه و هميانم بود بيرون ريختم ) . عبارت اخير در وقتى به كار مىرود كه هر چه در قلب و دلت هست اظهار كنى .
--> انسانها عبارتند از - سرشت - توارث - علم و تجربه ، عامل تربيت و محيط - احساسات و عواطف - عقل و خرد ( خواه اكتسابى يا ذاتى ) عقيدهها و ايمان كه نقشى بسيار قوى در رشد افراد و جامعه دارد و اساسش همان فطرت خداجوئى و كمال يا بى است .