الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
342
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
شكّ بسبب بودن دو نشانه متساوى در دو نقيض است و يا بسبب عدم نشانه در آن دو ) . چه بسا كه شكّ نمودن در چيزى به اين صورت باشد كه - آيا فلان چيز موجود است يا غير موجود ؟ و يا شكّ در جنس آن باشد يعنى شكّ شود كه آن چيز از چه جنسى است ( جنس منطقى يا چگونگى ، آن ) يا در بارهء بعضى از صفات چيزى و يا شكّ در هدف و مقصودى است كه آن چيز براى آن هدف و مقصود ايجاد شده است . شَكّ - خود نوعى از جهل و ندانستن است و اخصّ از - جهل - است ، زيرا جهل و نادانى مستقيما نتيجه عدم دانش در بارهء دو نقيض است پس هر شكى ، جهل است و هر جهلى ، شك نيست . در آيات : ( فِي شَكٍّ مُرِيبٍ - 54 / سباء ) ( بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ يَلْعَبُونَ - 9 / دخان ) ( فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ - 94 / يونس ) كه اشتقاق آن يا از - شَكَكْتُ الشّىء - هست ، چنان كه شاعر گويد : و شَكَكْتُ بالرّمح الأصمّ ثيابه * ليس الكريم على القنا بمحرّم ( زره و جامه او را با نيزهاى سخت پاره كردم ، شخص كريم و جوانمرد بر اصابت سر نيزه بر خويش محروم نيست ) . پس - شَكّ - شكاف در چيزى است و از آن جهت كه رأى و نظرى ثابت ، كه بشود بر آن اعتماد كرد و پايدار ماند در آن استقرار ندارد چنين گفتهاند و نيز صحيح است كه واژه ( شَكّ ) از معنى چسبيدن باز و به پهلو استعاره شده باشد به اين معنى كه دو نقيض شك برانگيز طورى به يكديگر چسبيده و نزديكند كه راهى براى فهم و نظر و نفوذ در آنها نيست و به اين معنى است سخن كسانى كه مىگويند : التبس الأمر و اختلط و أشكل - و همانند اين عبارات ، يعنى آن امر درهم آميخته و مشكل و شبههانگيز است . الشِّكَّة : سلاحى است كه بوسيله آن چيزها از هم جدا مىشود ( سر از بدن -