الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

336

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

مُشَفَّعٌ » . يعنى : قرآن شفاعت كننده و شفاعت پذير است . الشُّفْعَة : يعنى طلب حقّ ، شركت در چيزى كه داد و ستد شده باشد تا شريكش آن را بما يملك خويش ضميمه كند و از معنى - شفع - است . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « اذا وقعت الحدود فلا شفعة » . يعنى : ( هر گاه حدود و مقرّرات وقوع يافت و انجام شد ديگر شفعه‌اى در آن باره نيست ) « 1 » . شفق : الشَّفَق : در هم بودن روشنائى روز به تاريكى شب در وقوع غروب خورشيد . گفت : ( فَلا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ - 13 / انشقاق ) . إِشْفَاق : توجّه و عنايتى كه با خوف و بيم همراه باشد زيرا - مُشْفِق - كسى است كه مورد عنايت و توجّه خود را دوست مىدارد و از آنچه را كه به او مىرسد و اصابت مىكند بيمناك است . در آيه : ( وَ هُمْ مِنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ - 49 / انبياء ) ( از قيامت هراس‌ناك‌اند ) . و اگر با حرف جرّ ( من ) متعدّى شود معنى خوف و ترس در آن آشكارتر است مثل آيه فوق . و اگر با ( فى ) متعدّى شود معنى توجّه و عنايت در آن روشن‌تر است - مثل آيه : ( إِنَّا كُنَّا قَبْلُ فِي أَهْلِنا مُشْفِقِينَ - 26 / طور ) يعنى : ( ما قبلا در ميان قوممان كاملا به حقّ عنايت داشتيم ) . و آيات : ( مُشْفِقُونَ مِنْها - 18 / شورى )

--> ( 1 ) شفعه در هر چيزى است كه تقسيم نشده باشد - ابن اثير 2 / 485 - النّهايه .