الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
33
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
( خطاب شاعر كه علقمة بن فحل است به حارث غسانى است كه او را مدح كرده و در ديوانش شعر فوق چنين است : أنت امروا أفضت إليك ربابتي * و قبلك ربّتْنى فضعت ربوب يعنى : ( تو كسى هستى كه قوم من به تو رسيدهاند و قبلا هم تو شاخص ملوك و مردم بودى ) . رِبَابة : پيمان دوستى با ديگران و همچنين تيردان و جعبه تير . الرَّابّ و الرَّابَّة : پدر و مادرى كه متكفّل تربيت فرزند همسران قبلى خود هستند و اين چنين فرزندانى را هم - رَبِيب و رَبِيبَة - گويند . خداى تعالى گويد : ( وَ رَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ - 22 / نساء ) فرزندان شوهران يا فرزندان زنان قبلىتان كه تحت سرپرستى شما هستند . رَبَّيْتُ الأَدِيمَ : چرم را روغن ماليدم . رَبَّيْتُ الدّواءَ : دارو را با عسل آميختم . سِقَاء مَرْبُوبٌ : مشك شير و آب براى كودك يا اسب . شاعر گويد : فكونى له كالسّمن ربّت له الأدم . يعنى : ( براى آن فرزند و تربيتش همچون روغنى باش كه چرم را نرم و اشباع مىكند ) . الرَّبَاب : ابر ، بخاطر اينكه با بارانش گياه را رشد مىدهد لذا - مطر را هم - دَرّ - ناميدهاند ، يعنى ريزش و فراوانى باران ، ابر - هم به شتر مادينه باردار تشبيه شده است . أَرَبَّتِ السَّحَابة : ابرها بهم پيوسته شده كه در حقيقت منظور ريزش باران و تربيت گياهان است كه معنى دوام و ثبات هم در آن تصوّر مىشود چنان كه مىگويند : أَرَبَّ فلان بمكانِ كذا : كه ثبات و اقامت او به ابرهاى بهم پيوسته تشبيه شده است . رُبَّ : هم براى چيزى كه مستقّلا زمانى بعد از زمان ديگر وجود دارد به كار مىرود . مثل آيه : ( رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا « 1 » - 2 / حجر ) . .
--> ( 1 ) تمام آيه چنين است ( الر ، تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ قُرْآنٍ مُبِينٍ رُبَما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كانُوا مُسْلِمِينَ - 2 / حجر ) .