الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
329
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
( بَلِ افْتَراهُ ، بَلْ هُوَ شاعِرٌ - 5 / انبياء ) ( لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ - 36 / صافات ) ( شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ « 1 » - 30 / طور ) بيشتر مفسّرين آيهء اخير را به اين معنى حمل كردهاند ، كه كفّار تهمتش مىزدند كه شعر منظوم و با قافيهاى آورده است تا جائى كه آنچه را كه در قرآن از هر لفظى كه شبيه موزون است تأويل به شعر كردند از آن قبيل آيات : ( وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ وَ قُدُورٍ راسِياتٍ - 63 / سباء ) ( تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ - 1 / مسد ) ولى بعضى از پژوهشگران و دانش يافتگان ، گفتهاند در آنچه را كه تهمت مىزدند آن مقصود و تعبير فوق را قصد نكردهاند بلكه اين است كه ظاهر كلام قرآن بر اسلوب شعرى نيست . انّه ليس على أساليب الشّعر « 2 » و اين معنى حتّى بر عامّهء مردم از عجم و عرب كه فصيح هم نيستند پوشيده
--> ( 1 ) آيه چنين است : ( أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ ) مشركين مىگويند پيامبر شاعرى است و منتظر مرگ و رويدادهاى زندگى نسبت به او هستيم ، بگو منتظر بمانيد من نيز با شما منتظر خواهم بود . ( 2 ) هر چند بحث مستدلّ و دقيق ، مؤلّف در بارهء شعر نبودن و موزون نيفتادن آيات قرآن در بحور شعرى كاملا آموزنده و شايسته عبرت است امّا متأسّفانه همان سخنان كفّار را در زمان ما هم برخى ژوليده موى و روى ، و بى خبران از قرآن كه در وادى القائات شياطين سخت گرفتارند و مشمول استثناء قرآن نشده و هرگز ياد خدا را در اشعارشان فراوان و نام موزون افتادن و تطابق بحور شعرى را بر آيات قرآن نسبت مىدهند ، معلوم نيست كسى كه مىنويسد : « برخاستم و قرآن را آوردم » آيا نخوانده است كه قرآن در سوره يس با صراحت مىگويد : ( وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِينٌ - 69 / يس ) ما او را شعر نياموختهايم و شايسته او هم نيست بلكه قرآن ذكرى ظاهر و آشكار كننده است . يكى از جسارتها و خود بزرگ بينىها اين است كه قرآن را با انديشههاى ديگران يا خود ساختهها ، مطابقت دهيم ، قرآن ميزان همه چيز است نه بحور شعرى كه با تمام كوشش و تو سر خود زدنها دست آخر نتوانيم حتّى يك آيهء قرآن را بدون تصرّف و اختصار در حروف و اعراب مثال بياوريم ، جاى اندوه و تأسّف است كه چنين تقلّاهائى در يادنامهء علّامهء گرانقدر و سترگ مرحوم آيه اللّه امينى چاپ شود ، چرا بايد فقط با .