الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

324

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

كه در شعر فوق ، واژه - شطط - به جور تعبير شده است « 1 » يعنى : ( آرزو به پايان رسيد و هنوز زيارتگاه دور است ) ستم و ظلم هم به - شطط - تعبير شده است . در آيه گفت : ( لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً - 14 / كهف ) يعنى سخنى دور از حقّ . شَطُّ النّهر : جايى از كرانهء نهر كه از عمق آب آن دور است . شطر : شَطْرُ الشّيءِ : نصف و ميانهء آن . در آيهء ( فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ - 144 / بقره ) يعنى به سويش و به جهتش ، و مثل آيه : ( فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ - 144 / بقره ) شَاطَرْتُهُ شِطَاراً : به دو بخش تقسيمش كردم . شَطَرَ بَصَرَهُ : وقتى است كه كسى به تو و به سوى ديگرى نظر كند . حلب فلان الدّهر أَشْطُرَهُ « 2 » : اصلش در شتر مادّه است كه دو پستانش را مىدوشند و

--> ( 1 ) ريشهء اين واژه را ابن فارس از دو معنى : 1 - دور شدن و دورى و 2 - انحراف از حكم حقّ مىداند كه راغب آن را به جور و ستم كه در حقيقت همان انحراف از حقّ و عدالت است تعبير نموده و سپس ابن فارس آيه‌اى كه در متن مفردات نيامده ذكر مىكند كه « فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ - 22 ص » . سخن آن دو برادرى است كه به داود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىگويند ما دو تن خصم و طرف دعواى يكديگريم كه بر هم ستم كرده‌ايم ميان ما به حقّ حكم كن و با هيچيك جور و طرفدارى مكن و ما را به راه راست دلالت فرما » . كه از اين آيه معنى و كاربرد واژه - شط و اشطّ كه همان ستم و جور در داورى حكم است دانسته مىشود . ابن اثير مىنويسد : انّك لشاطى اى لظالم لى - كه - شاطى - اسم فاعل شطط است و همان جور و ظلم و دورى از حقّ است . ( النّهايه - 2 / 475 - مقاييس 3 / 166 ) . ( 2 ) عبارت و ضرب المثل فوق در اصل همين است كه راغب ذكر كرده يعنى حوادث روزگار را از خير و شرّ و سختى و آسايش آزموده است ، گويا سعدى هم از اين ضرب المثل ملهم شده است كه :