الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
313
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
تعبير كنند ، اسمى از - شراب را بطور - استعاره به كار مىبرند ، زيرا واژه - شراب يا نوشيدنى بخاطر نافذ بودن و اثر كردن در بدن رساتر و بليغتر است ، چنان كه شاعر گويد : تغلغل حيث لم يبلغ شراب * و لا حزن و لم يبلغ سرور يعنى : ( بطورى نفوذ كرد كه اندوه و شادى و نوشيدنى به آن حد از تأثير و نفوذ نرسيده است ) . و هر گاه بگويند - گوساله دوستى - به اين حدّ از مبالغه نيست ، بايد دانست كه يادآورى و ذكر - عجل - يعنى : گوساله در آيهء اخير ، آگاهى بر اين امر است كه آنها از شيفتگى بيش از حدّشان به او ، صورت گوساله در دلهاشان محو نمىشد . در مثالى مىگويند : اشْرَبْتَنِى ما لم أشرب : چيزى را كه انجام ندادهام بر من ادّعاء كردى . شرح : اصل شَرْح : پهن و باز كردن گوشت و امثال آن است . مىگويند - شَرَحْتُ اللّحمَ و شَرَّحْتُهُ : ( گوشت را باز و گسترده كردم ) . و از اين واژه عبارت - شَرْح الصَّدر - است يعنى باز شدن سينه و فراخى آن توسّط نور الهى و آرامشى از سوى خدا و سرورى از او بر دل . در آيات : ( رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي - 25 / طه ) ( أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ - 1 / شرح ) ( أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ - 22 / زمر ) و همچنين عبارت : شرح المشكل من الكلام يعنى بسط سخن ، و بيان معانى آن كه پوشيده است . شرد : شَرَدَ البعيرُ : شتر رميد و گريخت .