الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
291
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
اوّل - دو فاعل يا بيشتر به آن اسناد داده مىشود مثل - استوى زيد و عمرو فى كذا : زيد و عمر در آن برابر شدند . در آيه : ( لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ - 19 / توبه ) ( ترجمه تمام آيه : مىگويد آيا آب دادن به حاجيان و عمارت مسجد الحرام را با كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه خداى جهاد كرده ، يكى مىدانيد ؟ ! آنان در پيشگاه خدا برابر نيستند ) . دوّم - برابرى و استوى در ذات شىء و اعتدال و استقرار آن مثل آيات : ( ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى - 6 / نجم ) ( نيرومندى ، كه فرود آمد و استقرار يافت ) ( فَإِذَا اسْتَوَيْتَ أَنْتَ - 28 / مؤمنون ) ( همين كه در كشتى قرار گرفتى و به حال اعتدال درآمدى بگو سپاس آن خدايى را كه ما را از ستمگران رهائى بخشيد ) . و ( لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِهِ - 13 / زخرف ) ( تا بر پشت كشتى استقرار يابند و مقتدرانه قرار گيرند ) ( فَاسْتَوى عَلى سُوقِهِ - 29 / فتح ) ( بر ساقهاى او قرار گرفت و معتدل شد ) . اسْتَوَى فلان على عمالته : بر مزدش و اجرت عادلانهاش دست يافت . اسْتَوَى أمرُ فلان : كارش سامان يافت و منظّم شد . هر گاه اين واژه با حرف ( على ) متعدّى شود ، در معنى - استيلاء و اقتدار است ، مثل آيه : ( الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى - 5 / طه ) يعنى مستولى شد ، و نيز گفته شده معنايش اينست كه آنچه در آسمان و زمين هست ( معنى عرش تمام جهان است ، وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ - 255 / بقره ) تماما بر اراده او و با تعديل و تسويه نمودن آنها از سوى خداى تعالى ، مستقرّ و معتدل گرديد ، مثل آيه : ( ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ - 29 / بقره ) . يعنى : ( آنگاه به آسمان پرداخت و آن را به هفت آسمان استوار داشت و برپا ساخت ) . و نيز گفته شده ، معناى ( عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى - 5 / طه ) اين است كه هر چيزى نسبت به او برابر است و هيچ چيز وجود ندارد كه از چيز ديگرى به او نزديكتر باشد ، زيرا خداى تعالى مانند اجسامى كه در مكانى غير از مكان ديگر تحوّل مىيابند و مىگردند نيست .