الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
268
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
( يعنى نه سال سختى است و نَه سال پربارى . رجبيّة - درختى است كه از پربارى ستونى زيرش مىگذارند تا شاخههايش شكسته نشود ) . چنان كه مىبينى - سنهاء - با حرف ( ه ) كه در اصل واژه است به كار رفته . ديگرى مىگويد : ما كان ازمان الهزال و السّنى ( يعنى زمانهاى لاغرى و قحطى نبود ) . واژه - السّنى - مرخّم نيست بلكه جمع - فعلة بر وزن - فعول - است مثل مائة و مئين و مؤن كه حرف ( فاعل الفعل ) آن مكسور شده مثل عصىّ ، و - سنى كه بخاطر وزن قافيه بدون تشديد آورده است . و در آيه : ( لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ - 255 / بقره ) . سنة : چرت و پينكى ، از ريشه - وسن - است نه از ، سنة . سهر : السَّاهِرَة : سطح و رويه زمين ، فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ - 14 / نازعات ) و يا سرزمين قيامت كه هر دو معنى گفته شده ولى حقيقتش زمينى است كه گام نهادن و رفت و آمد بر آن زياد است گويى كه بدان خاطر - ساهرة « 1 » - يعنى بيدار ، ناميده شده و اشارهاى از اين معنى در سخن شاعر است كه مىگويد : تحرّك يقظان التّراب و نائمه . يعنى : ( خاك بيدار و خفته را به جنبش درمىآورد ) . الْأَسْهَرَان : دو رگ در بينى ، است .
--> ( 1 ) ابن فارس سخن لطيفى در اين مورد دارد و مىگويد « زمينى را كه پيوسته و شب و روز در روياندن گياهان است و گويى خواب ندارد و هميشه بيدار است ساهرة ناميدهاند و بعد به هر سرزمينى ساهرة گفتهاند و همچنين به زمينى كه پيوسته آب جارى دارد و شب و روز آب در آن جريان دارد . سَاهُور هم كه از همين واژه است اسمى است براى ماه ، زيرا - يسبّح فى الفلك دائما ، ليلا و نهارا - و چون ماه شب و روز و پيوسته در گردش و حركت دايرهاى در مدار خويش است و لحظهاى سكون ندارد - سَاهُور - يعنى هميشه بيدار ناميدهاند . ( مقاييس اللّغه ج 3 ص 109 ) . ابن اثير مىنويسد : در حديثى از پيامبر هست كه « خير المال عين ساهرة لعين نائمة » يعنى : بهترين ثروت و سرمايه چشمهاى است كه پيوسته آبش جارى است در حالى كه صاحبش شب در خواب است ، و آب روان و جاريش را در حكم بيدارى او قرار داده ( النّهايه ج 2 ص 428 ) .