الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

233

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

سَكَر - اسمى است براى هر چيزى كه سكر آور و مست كننده است ، خداى تعالى گويد : ( تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً « 1 » - 67 / نحل ) . و - سَكْر - يعنى بند آوردن و بسته شدن مجراى آب و اين تعبير به اعتبار همان

--> ( 1 ) اشاره به آيه‌ايست كه مىگويد : خداوند از آسمان باران فرو فرستاد و زمينها را بعد از خشكى و مرگشان زنده كرد و حيات بخشيد و در اين امر براى كسانى كه از آنچه در شكمهاشان در ميان سرگين و خون آنهاست ، شير خالص و گوارا براى نوشندگان فراهم آورد و ديگر اينكه از ميوهء نخلها و تاك‌ها شما خمر مسكر و رزق نيكو مىگيريد كه اين امر براى كسانى كه عاقلند آيت و نشانه‌اى است . خداوند در اين آيه صفت - حَسَناً - يعنى نيكو را براى رزق انسان و چيزى كه بر او حلال است توصيف مىكند ولى - سكر - را بدون صفت نيكو مىآورد و سپس فهم و درك اين نكته را به عقلا و خردمندان وامىگذارد تا عبرت گيرند و عبرت آموزند و چيزى كه زايل كنندهء عقل است و بيمارى زاست تا عبرت گيرند و عبرت آموزند و چيزى كه زايل كنندهء عقل است و بيمارى زاست از خود دور كنند بعد به عسل كه نوعى نوشيدنى پاك و شفابخش است ، اشاره مىكند تا انسانها باز هم با تعقّل و برگزيدن پاكيزه‌ها و شفا بخش‌ها از مواد طبيعت چيزى را كه موجب زيان و خسران عقل و انديشه و نتيجه‌اش پليدى اخلاق و روح است ننوشند چنان كه همه انبياء نوشيدن مسكرات را نهى كرده‌اند آيه را با عبارت ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ - 11 / نحل ) پايان مىدهد تا بدانيم و تمام انسانها در پهنهء تاريخ بدانند كه در اسلام همه چيز و همه جا با علم و قلم آغاز و با عقل و تفكّر به كمال مىرسد و سر انجامش بهشت موعود است و در آيه ديگر مىگويد ( إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ - 72 / حجر ) يعنى آنها در نتيجه غفلت و سرمستى همواره متحيّر و سرگردانند ، متأسّفانه بعد از انقلاب اسلامى كه مىخوارگى تعطيل شده است شاعركى تقواستيز و هوسناك اصرار دارد كه دامن قدسى و پاك جامعه را دوباره با رواج دادن اصطلاحات قلندرهاى مىپرست بنام شعر و شطحيّات رواج دهد . رافعى مىنويسد : و ( سكره الشّراب ازال عقله و يروى ما اسكر كثيرة و قليلة حرام ) : يعنى شراب او را مست كرد و عقل و خردش را از بين برد ، و روايت شده است هر چيزى كه زيادش مست كند اندك آن هم حرام است و در حديثى ديگر هست « كلّ مسكر حرام » هر مست كننده‌اى حرام است ( مصباح المنير - 1 / 340 ) در آيه ( تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً - 67 / نحل ) شما از خرما و انگور خمر تهيّه مىكنيد و اين آيه قبل از تحريم خمر است زيرا ديگر مسلمانان پس از حرمت خمر ، آن را نساختند و تهيّه نكردند و فى الحديث : « حرمت الخمر بعينها و السّكر من كلّ شراب » يعنى خود خمر و هر خمرى كه از هر نوشيدنى باشد حرام شده است ( لس 4 / 374 - تفسير غريب القرآن / طريحى 248 - معانى القرآن / فراج 2 ص 109 ) در حديث ابى واثل آمده است كه مردى به بيمارى گرمازدگى مبتلا شد و برايش سكر يعنى خمر و عصارهء انگور فرستاده شد ، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بعد از اطّلاع فرمود : « انّ اللّه لم يجعل شفائكم فى ما حرم عليكم » خداوند بهبودى و شفاى شما را در چيزهايى كه حرام كرده است قرار نداده است ( لس 4 / 374 - نهايه ج 2 ص 383 ) ابن منصور ازهرى ، مستى و هوشيارى را در برابر هم قرار داده مىنويسد - ذهب بين الصّحوة و السّكر : يعنى او ميان عقل و بى عقلى و مستى و بيهوشى قرار گرفت . و - السّكر - خود - خمر - است كه از خرما و گياهى مخصوص مىگرفتند پيامبر فرمود : « حرمت الخمر .