الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
211
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
6 / نساء ) ( اموال يتيمان را قبل از رشدشان با اسراف و پيش خورى تباه نكنيد و نخوريد ) واژه - سرف - گاهى به اعتبار قدر و اندازه و گاهى به اعتبار كيفيّت است . و لذا - سفيان - « 1 » گفته است ( هر چه را كه در راه غير خدا انفاق كنى آن كار اسراف است هر چند كه كم باشد ) . خداى تعالى گويد : ( وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ - 141 / انعام ) و ( وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ - 43 / غافر ) يعنى كسانى كه در كارهاشان از حدّ آن تجاوز مىكنند . در آيه : ( إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ « 2 » كَذَّابٌ - 28 / غافر ) خداوند قوم لوط را براى اينكه وضع نطفه آدمى را در بذر افشانى ( توليد نسل ) بر روشى كه خداوند در آيه : ( نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ - 223 / بقره ) همسران را براى آن مخصوص گردانيده است آن قوم از
--> ( 1 ) سفيان ثورى ملقّب به ابو عبد اللّه در علم حديث و علوم ديگر سر آمد بوده و مردمان معاصرش بر ديندارى و پارسايى و زهد و ثقه بودنش همنظرند و مىگويند شيخ ابو القاسم جنيد بر روش او بوده ، سفيان بن عيينه مىگويد : مردى را داناتر به حلال و حرام از سفيان ثورى نديدم ، مسعودى در مروج الذهب از شهامت و شجاعت و صراحت لهجهء او در حضور مهدى خليفه عبّاسى ياد مىكند و مىگويد در موقع ورود به صدارت عمومى سلام مىكرد و نام مهدى را به نام خلافت نمىبرد در يك گفتگو همين كه تقوا و قدرت نفسانيش به ثبوت رسيد و وزير مهدى خواست او را گردن زند ، مهدى نگذاشت و حكم قضاوت كوفه را براى او نوشتند فاخذه و خرج و رمى به فى دجله و هرب : حكم قضاوت مهدى عبّاسى را به دجله انداخت و گريخت به هر حال سفيان ثورى يكى از بزرگان و حافظين دين بوده و تولدش در 96 هجرى و وفاتش در سال 161 هجرى بوده ( وفيات الاعيان 2 / 127 ) . ( 2 ) خداوند قوم لوط را كه الگو و نمونه فساد اخلاق جنسى بودند با واژه - مسرفين - معرفى مىكند و ما امروز پس از چندين هزار سال مىبينيم ، كشورهاى به اصطلاح پيشرفته به آن عمل ننگين طورى آلودهاند كه به خاطر دنباله روى از اقوام فاسد گذشته چه رسمى و چه غير رسمى با خون ريزى و فساد و آنچنان تباهىها خو گرفتهاند كه در حيوانات دست آموز و درندگان و چرندگان هم اينچنين انحرافى وجود ندارد . اينان در غرقاب لجن زار غرايز دست و پا مىزنند و بى شرمانه آن را قانونى هم مىكنند . آيا ، معناى درست ارتجاع در بارهء آنها صدق نمىكند كه با وقاحت ، پاكان و مصلحين پهنهء زمين يعنى : مؤمنين و پارسايان را كه از اين انحرافات دورند بنيادگرا و ارتجاعى مىدانند با برترى قدرت مادّى ، جهانيان را از رابطه صحيح با آفريدگار عالم و جهان بازپسين دور مىكند و شب و روز لذّت پرستى و شهوات را تبليغ مىكنند باز هم مدّعى تمدّن و پيشرفت بودن هستند ، زهى شرم و بى حيائى .