الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

190

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

سحت : السُّحْت : پوستى است كه از چيزى بر كنده شود . خداى تعالى گويد : ( فَيُسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ - 61 / طه ) كه - فَيَسْحِتَكُمْ - نيز خوانده شده ( يعنى عذابى ريشه بر انداز هلاكتان مىكند ) فعلش - سَحَتَه و أَسْحَتَه - است و از اين فعل - السُّحْت - مشتق شده ، براى محظور و گناهى كه صاحبش را عار و ننگ ملازم و همراه مىشود گوئى كه دينش و جوانمرديش را از ريشه بركنده و از بين برده و نابود كرده . خداى تعالى گويد : ( أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ - 42 / مائده ) يعنى بسيار خورندگان حرام و چيزهائى هستند كه دينشان را از بين مىبرد .

--> 39 / نور ) . يا اينكه اعمال و كارهاى كفّار همچون سرابى است بس دور افتاده كه تشنگان آن را آب پندارند همين كه نزديك مىشوند چيزى نمىيابند . آيا براستى اين دو تشبيه از شخصيّت وجودى و پر طمطراق كفّار ، با فلسفه‌هاى پوچ و دروغينشان نشان نمىدهد كه كردارشان با ناشناختن حقيقت انسانيت و سر در گمى در راه آرزوهاى زر پرستانه و حيوان زيستى آنقدر از خويش غافلند كه حتّى سر انگشتان خويش را با چنان ظرافتى و حقيقتى كه آفريده شده است نمىشناسند و نمىدانند كه در پوست سر انگشتانش بزرگترين شاهكار خلقت به كار رفته است . تاريك دلان سنگ انديش و ماده پرست نمىتوانند دريابند كه آيا از اين زيباتر و با حقيقت‌تر تشبيهى براى اعمال كفّار مىتوان يافت ، كه انسانهاى كور دل و تاريك بين و از خدا گسسته و به بت‌ها پيوستهء عظمت سر انگشتان خود را نيز نمىبينند چه رسد به اينكه در ميان ظلمات ( شهوت ، حسادت ، زرپرستى ، مىخوارگى ، شكمبارگى ، بت سازى ، محدود دانستن جهان به همين ظواهر ، نا اميدى و دلهره از آينده ، باور نداشتن به جهان عدل گسترانه اللّه ) و ده‌ها پرده غفلت و نادانى بتوانند حقيقت وجودى خويش دريابند . كافر ، در امواج ژرف فتنه‌ها و هوسها محتضرانه دست و پا مىزند و كوشش دارد همچون غريقى به هر چه دسترسى پيدا كرد در آن گرداب فنا و لجنزارش دست بزند . و اين نيست مگر اطاعات از اهريمن نفس كه : ( إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ ، إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي - 53 / يوسف ) . به گفته مولوى : كارى كنيم ورنه خجالت بر آورد * روزى كه رخت جان به سراى دگر بريم .