الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

19

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

ذمم : سرزنش و ملامت مىگويند : ذَمَمْتُه ، أَذُمُّه ، ذَمّا - كه اسم آن ، مذموم و ذميم - است . يعنى ملامت و سرزنش شده خداى تعالى گويد : مَذْمُوماً مَدْحُوراً - 18 / اسراء صورتهاى فعل اين واژه به صورت - ذَمَتُّه ، أَذُمُّهُ - با تبديل يك ميم در اصل لغت به حرف ت نيز ساخته شده . الذِّمَام ، الذِّمَّة و المَذَمَّة : يعنى عهد و پيمانى كه اگر آن را ضايع كنند مذمّت مىشوند . لِى مَذَمَّةٌ فلا تَهْتِكْها : راز و عهدى دارم آن را افشاء مكن و مشكاف . أَذْهِب مَذَمَّتَهُمْ بشيء : يعنى از روى عهد و پيمان چيزى از مالشان به آنها ببخش . أَذَمَّ بكذا : عهدش را شكست و بى وفايى نمود . رجل مِذَمٌّ : مرد بى حركت و بى فعاليّت . بئر ذَمَّة : چاه كم آب ، شاعر گويد : و ترى الذَّمِيمَ على مراسنهم * يوم الهِياج كمازِن النَّمْل در جنگ و كارزار دانه‌هاى ريز گرد و غبار را مانند تخم مورچگان بر روى بينىشان مىبينى ، كنايه از گرم بودن ميدان جنگ در اثر دويدن اسبها و نشستن ذرّات خال بر بينى عرق كرده جنگ جويان است الذّميم : در شعر فوق يعنى مثل دانه‌هاى كوچك . ذنب : ذَنَبُ الدّابة و غيرها : يعنى دم حيوان ، كه معروف است . و هر چيز خوار و عقب مانده‌اى هم با واژهء - ذَنَب - تعبير شده است ، مىگويند : هم أَذْنَاب القوم : آنها دنباله روان مردمند كنايه از كم مايگى عقل و خرد است مَذَانِبُ التِّلَاع : بطور استعاره يعنى آبراهه‌هاى كوهستانى كه در اثر ريزش سيل به وجود مىآيد .