الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

166

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

مىگويند : زوال الشّمس و معلوم است كه از جهتى براى خورشيد ثباتى نيست . در پاسخ گفته شده : اين جمله را در بارهء خورشيد ، بنابر اعتقادشان گفته‌اند كه در نيمروز خورشيد در وسط آسمان ثباتى دارد و لذا گفته‌اند : قام قائم الظّهيرة و سار النهار ، يعنى : ( سر ظهر شد و خورشيد در نصف النهار يا نيم روز قرار گرفت و روز گشت ) . و - زاله يزيله زيلا - چنان كه شاعر گويد : . . . زال زوالها . يعنى : حركتش ( حيات و ثباتش ) را خداوند از ميان برد . الزَّوَال : تصرّف و دگرگونى است و گفته شده معنى عبارت فوق مثل اين است كه مىگويند : أَسْكَتَ اللَّهُ نَأْمَتَهُ : خداوند او را بميراند ، ( نأمه يعنى جنبش و حس و حيات ) . شاعر گويد : إذا ما رأتْنا منها زَوِيلُها . يعنى : ( زمانى كه ما را ديد ، از ترس از جاى رفت و پريشان شد ) . در اين مصراع كسى كه - زال - را متعدّى مىداند ، مىگويد : زوالها منصوب بر مصدر بودن است ( يعنى حركتش و جنبشش ) . زيل : تَزَيَّلُوا : پراكنده شدند . در آيه : ( فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ - 28 / يونس ) كه بر زيادتى و بسيارى دلالت دارد ، در نظر كسى كه - زِلْتُ - را متعدّى بداند مثل - مِزْتُه و مَيَّزْتُه - ( جدايش كردم و از ميان همه تميزش دادم و شناختمش ) است ، اين كه مىگويند : ما زَالَ و لا يَزَالُ كه مخصوص جملات و عبارات است مثل كان در رفع اسم جمله و نصب خبر عمل مىكند و اصلش ( يائى ) است ( يعنى زَالَ يَزِيلُ ) چنان كه مىگويند : زَيَّلْتُ - كه معنايش مثل معنى - ما بَرِحْتُ - يعنى پيوسته و دائم بودم ، است و بر اين معنى آيه : ( وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ - 118 / هود ) ( همواره پراكنده و مختلفند ) و در آيات :