الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
130
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
فَعَلَ ذَلِكَ رَأْيَ عَيْنِي : او آن را در جلوى چشمم انجام داد و يا رَاءَةَ عَيْنِي . رَوِيَّة و تَرْوِيَة : انديشيدن و تفكّر در چيزى و برگرداندن تصوّر آن چيز به ميان خاطرات نفسانى است براى كسب نظر و انديشه صحيح . مُرَوِّي و مُرْتَئِي : متفكّر و انديشمند ( اسم فاعل از ( رويّة و تروية از باب - تفعيل و تفعله است ) و اگر - رأيت - با حرف ( إلى ) متعدّى شود در حكم و در معنى نظرى با ارزش و اعتبار است . در آيات : ( أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ - 45 / فرقان ) و ( بِما أَراكَ اللَّهُ - 105 / نساء ) يعنى : به آنچه كه تو را مىآموزد . الرَّايَة : پرچم و علامتى كه براى ديدن از دور افراشته و نصب شده است . مع فلان رَئِيٌّ مِنَ الْجِنّ : ( چنان مىنمايد كه با او اثرى و علامتى از جنون است ) . أَرْأَتِ النَّاقَةُ فهي مُرْءٍ : وقتى است كه شتر مادينه علائم آبستنى را ظاهر كند به طورى كه صدق نوزادش دانسته شود . الرُّؤْيَا : آنچه كه در خواب ديده مىشود - رُؤْيَا - بر وزن فُعْلَى - است كه همزه آن تخفيف داده شده و با حرف ( و ) گفته مىشود . روايت شده است كه « لَمْ يَبْقَ مِنْ مُبَشِّرَاتِ النُّبُوَّةِ إِلَّا الرُّؤْيَا » . يعنى : ( به غير از رؤيا چيزى از مژده دهندگان به غيب نمانده است و به گفتهء سعدى در تفسير همين حديث مىگويد : نگر خواب را بيهده ننگرى * يكى بهره دانش ز پيغمبرى و فرمود ( لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ - 27 / فتح ) و ( ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ - 60 / اسراء ) و در آيه : ( فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ - 61 / شعراء ) . يعنى : همين كه رو در رو و نزديك به هم شدند ، به طورى كه هر يك از آنها در موقعيّتى قرار گرفتند كه ديگرى را مىديدند و در همين معنى است - لا يترأى نارهما - و - مَنَازِلُهُمْ رِئَاءُ : خانههاشان مقابل هم بود . فَعَلَ ذَلِكَ رِئَاءَ النَّاسِ : آن كار را براى نماياندن به ديگران و دنباله روى مردم