الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
13
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
خلقت اوّليهء خود را به ياد نمىآورد تا براى پذيرفتن به بازگشتن در قيامت استدلالى باشد ؟ همينطور آيات : قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ - 79 / يس وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ - 27 / روم آيهء وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ - 45 / عنكبوت يعنى : ياد خداوند براى بندهاش بزرگتر از ذكر بنده براى اوست و اين آيه تشويقى است بر ذكر و يادآورى زياد خداى تعالى « 1 » . الذِّكْرَى : يعنى ذكر زياد كه از واژهء - ذكر - رساتر و بليغتر است خداى تعالى گويد : رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ - 43 / ص و وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ - 55 / ذاريات و در آيات فراوان ديگر . التَّذْكِرَة : يعنى آنچه را كه بوسيلهء آن چيزى به ياد مىآيد و از دلالت و امارت يعنى
--> محسوسى كه قابل ذكر انسان بودن در زمين و در ميان موجودات باشد نداشته و قبل از آفرينش محسوس او از خاك يا نطفه چيزى نبوده كه قابل ذكر باشد و بنا بگفتهء شيخ طريحى - و لم يكن تقدير ايضا ، اى نقشه موجودا في اللّوح المحفوظ - در لوح محفوظ هم حكم و تقديرش يا نقش وجوديش موجود نبوده است . ( 1 ) جلال الدّين مولوى گويد : ذكر آرد فكر را در اهتزاز * ذكر را خورشيد اين افسرده ساز اينقدر گفتيم باقى فكر كن * فكر اگر جامد بود رو ذكر كن آنچنانكه غوك اندر آب جست * تا در آب از زخم زنبوران برست مىكند زنبور بر بالا طواف * چون برآرد سر ندارندش معاف آب ذكر اللّه و زنبور اين زمان * هست ياد آن فلانه آن فلان دم بخور در آب ذكر و صبر كن * تا رهى از فكر و سوداى كهن فكر كن تا وا رهى از فكر خود * ذكر كن تا فرد گردى از جسد ذكر گو تا فكر رو بالا كند * ذكر گفتن ، فكر را و الا كند ذكر حقّ پاك است و چون پاكى رسيد * رخت بر بندد برون آيد پليد چون در آيد نام پاك اندر دهان * نى پليدى ماند و نى آن دهان لا جرم هر ذرّه زود آرد خوشى * نيستشان از ياد كردن سركشى نام او را مىشنو بى امتحان * از زبان جمله ذرّات جهان لب لباب مثنوى ص 347 .