الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

113

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

الرُّهَطَاء : سوراخى از سوراخهاى موش صحرايى كه آن را - رُهَطَة نيز گويند . شاعر گويد : أَجْعَلْكَ رَهْطاً على حُيَّض . يعنى : ( آيا ترا كهنهء زنان دشتان و بى نماز قرار داده است ) . گفته‌اند - رَهْط - جرم و پوست پاره‌اى است كه حايض يا دشتان به كار مىبرد . در اصطلاح مىگويند - هو أَذَلُّ مِنَ الرَّهْط - او از كهنه حائض هم خوارتر است . رهق : رَهِقَهُ الأمرُ : او را با قهر و خشم فرا گرفت و پوشاند . فعلش - رَهِقْتُهُ و أَرْهَقْتُه است مثل - ردفته و أردفته و بعثته و ابتعثته در آيه : ( وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ - 27 / يونس ) يعنى خوارى و زبونى آنها را فرا گرفت . و آيه : ( سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً - 17 / مدّثر ) ( به زودى او را به سختى فراگيريم ) . أَرْهَقْتُ الصَّلاةَ : نماز را به تأخير انداختم به طورى كه وقت نماز ديگر فرا رسيد . رهن : الرَّهْن - چيزى است كه در گرو وام و دين قرار مىگيرد . الرِّهَان - هم در همان معنى است ولى - رِهَان - چيزى است كه براى شرطبندى در ميان مىگذارند . رَهْن و رِهَان - هر دو مصدرند مثل - رَهَنْتُ الرَّهْنَ و رَاهَنْتُه رِهَاناً اسمش - رَهِين و مَرْهُون - است . ( يعنى گروى ) در جمع رهن واژه‌هاى - رِهَان - رُهُن ، رُهُون نيز به كار مىرود .

--> نبود تو را سنگسار مىكرديم كه پيش ما عزيز نيستى ، شعيب در پاسخشان مىگويد آيا خويشان من از خداوند عزيزترند كه او را فراموش كرده و پشت سر گذاشته‌ايد بدانيد كه پروردگار من به اعمالى كه مرتكب مىشويد آگاه است و احاطه دارد ( إِنَّ رَبِّي بِما تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ - 92 / هود ) .