الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

101

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

و در بارهء أَصْحَاب الرَّقِيم « 1 » - دو نظر هست : 1 - نام مكانى است . 2 - منسوب به سنگى است كه نامشان بر آن حك شده است . رَقْمَتا الحمار : اثر و نشانه‌اى كه بر دستان الاغ و اسب داغ مىكردند و مىنهادند . أرض مَرْقُومَة : زمينى كه مثل خطوط كتاب به رديف سبزى دارد . ( سبزيكارى خطى و كَردى ) . الرَّقَمِيَّات : تيرهايى كه منسوب به قسمتى از شهر مدينه منوّره است . ( و در آن بخش از شهر مدينه آن تيرها را مىساختند ) . رقى : رَقِيتُ في الدَّرَج و السُّلَّم : از پلّه‌ها و نردبان بالا رفتم . ارْتَقَيْتُ : نيز در همان معنى است كه ذكر شد . خداى تعالى گويد : ( فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبابِ - 10 / ص ) ( با سبب‌ها و وسايلى بالا رويد ) . ارْقَ على ظَلْعك : هر چقدر مىتوانى و نيرو دارى بالا برو . رَقَيْتُ من الرُّقْيَة : از سحر و افسون دور شدم ( رُقية - كنايه از افسون كردن است فعلش - رَقَى ، يَرْقِي ، رَقْياً - اسمش - رُقْيَا و اسم مرّه‌اش - رُقْيَة - جمعش - رُقًى - است ولى - رَقِيَ يَرْقَى رُقِيّاً و ارْتِقَاء و إرْقَاء و تَرَقَّى - يعنى صعود و بالا رفتن ) . كيف رَقْيُك و رُقْيَتك - اولى مصدر است و دوّمى اسم است . ( افسون و صعودت

--> ( 1 ) ياقوت مىگويد : از طرف شام محلّى است به نام - رقيم كه بعضى پنداشته‌اند اصحاب كهف در آنجا بوده‌اند ولى صحيح نيست ، در كشورهاى روم بودند . فرّاء مىگويد : آيه ( أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً - 9 / كهف ) لوح سربى بوده كه نام انساب و اسماء و دينشان را بر آن نوشته بودند و نيز گفته شده : رقيم - اسم قريه‌اى است كه در آنجا ساكن بودند و اسم كوهى است كه غار اصحاب كهف است عكرمه از ابن عبّاس نقل كرده است كه گفته : ما ادرى ما الرّقيم ، ا كتاب ام بنيان يعنى ندانستم كه رقيم نوشته‌اى و لوحى بوده يا ستون و بنيانى .