احمد بن محمد ميبدى
663
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
سلمى نيشابورى را در مجالس صحبت و مجامع موعظت آن را املاء مىفرمود و به ذوق خود بر آن مطالبى مىافزود و يكى از مريدان آن را جمع مىكرد و در قيد كتابت مىآورد و الحق آن كتابى است لطيف و مجموعهايست ظريف ، مشتمل بر حقايق معارف صوفيّه و دقايق لطائف اين طايفه است » . « و چون به زبان هروى قديم كه در آن زمان معمول بوده نوشته شده و خالى از تصحيف و تحريف نويسندگان نبود و مقصود به آسانى به دست نمىآمد ، بارها در خاطرم مىگذشت كه به قدر توانائى در تحرير و تقرير آن كوشش كنم » . « تا اينكه به تشويق امير على شير ، محبّ درويشان و از همه سير و بر فقر دلير ! در سال 881 هجرى قمرى از اين فقير خواست كه در تدوين آن اقدام كنم ، لاجرم بر صدف همّت و خلوص نيّت توفيق يافتم و از كتب معتبر ديگر سخنان چيده و معارف سنجيده اضافه كرده و شرح حالات و تاريخ ولادت و وفات جماعتى كه در آن كتاب ذكر نشده علاوه گرديد و نام آن را : نفحات الانس من حضرات القدس نهادم » « 1 » . خاتمه يادآور مىشود كه كنيهء عبد اللّه ، ابو اسماعيل بوده و از قرن پنجم ببعد به دانشمندان و عارفان و سياستمداران ، عنوان خواجه براى احترام به او دادند و در عظمت مقام بزرگوارى و شجاعت و شهامت خواجه آنكه در محيط تعصّب و تسنّن آن روز ، خواجه شيعهء اثناعشرى كامل بوده و به خاندان پيغمبر علاقه خاصّ داشته است . فرزند خواجه انصارى خواجه پس از اختيار عيال ، خداوند به او خلفى داد كه نام او شيخ عبد الهادى گذاشت ، وى در حدود سال 500 هجرى در شورش باطنيان شهيد شد « 2 » و شرح آن چنين است كه طايفهء خوارج كه پس از جنگ با على ( ع ) و شكست آنها ، در اطراف خليج فارس و خراسان پراكنده شدند ، گروهى از آنها به رياست حمزهنام در سال 360 هجرى در هرات ظهور كردند و عبد الرحمن بن عمار براى دفع آنها از نشابور حركت و در راه گروهى انبوه به او پيوسته و در صحراى كاريزگاه ( اكنون به نام گاريزگاه است ) جنگ با خوارج درگرفت و از دو طرف گروهى بسيار كشته شدند و همه آنها را در هفت چاه دفن كردند ! و حضرت خواجه به آن محلّ علاقه و ميل تمام داشت و مردم هم بدانجا تبرّك مىجستند ، و در آنجاها خانه و آبادى ساختند و شيخ اسماعيل معروف به عمّويه هم در آنجا مسجد و رباط ساخت و چون روح خواجه در سال 481 هجرى به جهان باقى پرواز كرد ، جسد او را در آنجا به خاك سپردند و از آن پس بسيارى از اهل اللّه و بزرگان دانش و عرفان در آنجا دفن شدند از جمله فرزند خلف خود خواجه است كه پس از شهادت در آنجا دفن شده است . پايان شرح حال و آثار خواجه عبد اللّه انصارى
--> ( 1 ) - متأسفانه اين نسخه از كتاب نفيس كه نگارنده ديده و مشتمل بر شرح حال عرفاء و اقطاب و اولياء حق است و محتوى كرامات شگفتآور و حيرتآميز آنان است ، بسيار مغلوط و فارسى آن هم هنوز قسمتى به سبك زمان خواجه است و افتاده هم زياد دارد كه همه باعث عدم استفاده و عدم فهم مطلب مىباشد ! ! و چه بجا است كه در چاپ جديد اصلاح شود ( 2 ) - باطنيه گروهى از خوارج هستند كه بمناسبت عقيدهء آنها كه هر ظاهرى باطنى دارد ، بدين نام ناميده شدند و يك شعبه از اسماعيليه بشمار مىروند .