احمد بن محمد ميبدى
659
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
بر بندهء خود گناه را سخت مگير * اى داور بخشندهء بخشاينده نمونهء نثر در دو مكالمه : الهى ، عبد اللّه را از سه آفت نگاهدار : ( 1 - از وسوسههاى شيطانى . ( 2 - از خواهش نفسانى . ( 3 - از غرور و نادانى ! الهى ، عبد اللّه را از فيض خود ده شرابى ، تا پيش نيابد از عقل حجابى . الهى ، اگر كاسنى تلخ است از بوستان است و اگر عبد اللّه مجرم است از دوستان است ! الهى ، كاشكى عبد اللّه خاك بودى ، تا نامش از دفتر وجود پاك بودى . الهى ، روزگارى تو را مىجستم خود را مىيافتم ، اكنون خود را مىجويم تو را يافتم : در ديده تو بودهاى عيان ، من غافل ! * در سينه نهان تو بودهاى ، من غافل از جمله جهان تو را نشان مىجُستم * خود جمله جهان تو بودهاى ، من غافل الهى ، اگر مستم و اگر ديوانهام ، از مقيمان اين آستانهام ، آشنائى با خود ده كه از كائنات بيگانهام : مست توأم از جرعه و جام آزادم * مرغ توأم از دانه و دام آزادم مقصود من از كعبه و بتخانه توئى * ورنه كه من از هر دو مقام آزادم الهى ، قبله عارفان ، خورشيد روى تو است ، و محراب جهانها طاق ابروى تو است ، و مسجد اقصاى دلها حريم كوى تو است ، نظرى بسوى ما كن كه نظر ما بسوى تو است . يا رب ز تو آنچه من گدا مىخواهم * افزون ز هزار پادشا مىخواهم هركس ز درِ تو حاجتى مىخواهد * من آمدهام ز تو تو را مىخواهم * * * در اينجا براى دورى از درازى سخن به موضوع چند نمونه از مخاطبهها و موعظهها اكتفا مىكنيم و طالبان تفصيل به اصل كتاب مراجعه كنند تا از نثر شيرين و نظم دلنشين آنها بهرهمند شوند از مخاطبهء اول در برترى دوستى : - بر درگهء دوست گنج و گوهر مطلب * از دوست بجز دوست ، ديگر مطلب بر دولت دُنيَوى بقا نيست تو را * جز دولت اخروى از اين در مطلب از مخاطبهء چهارم در برترى دل : در راه خدا دو كعبه آمد منزل * يك كعبهء صورت است و يك كعبهء دل تا بتوانى زيارت دلها كن * بهتر ز هزار كعبه باشد يك دل از مخاطبهء پنجم در برترى عشق : مقصود دل و مراد جانى عشق است * سرمايهء عمر و زندگانى عشق است آن عشق بُوَد كزو بقا يافت خَضر * يعنى كه حيات جاودانى عشق است از مخاطبهء هفتم در آداب سلوك : اين مرتبه را بلند و پستى نبُوَد * خودبينى و خويشتنپرستى نبُوَد در هر قدمش زنيست بينى اثرى * جائى برسى كه نام هستى نبُوَد ! از مخاطبهء هشتم در برترى دين : سرمايهء طاعت الهى دين است * داروىِ درونِ پرگناهى دين است