احمد بن محمد ميبدى

651

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

از بدى و اذيّت شب كه درآيد ، و ماه كه برآيد ) - * - 4 - وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِي الْعُقَدِ . و از شرّ ( جادوگران ) و دمندگان در گره‌ها ! - * - 5 - وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ . و از شرّ چشم بدنيّت بدخواه كه بد خواهد و يا از رشك بد بنگرد ! تفسير ادبى و عرفانى سوره 113 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، نام خداوندى است كه طوق يادش در گردن احباب ، و اشباح مريدان زير شكوه عزّتش خراب ، و بس جگرها كه در آتش دوستى او كباب است و بسا عزيز كه به دل مىسوزد و به تن در عذاب است و بسا مشتاقان كه در باديهء طلب ، در آرزوى يك چكّه آب است ! و از دور پنداشت كه آبست چون رسيد ديد سراب است ! منزلگه عشق تو دل احباب است * در قصّهء عشق تو هزاران باب است سوره 113 آيه 1 1 - قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ . آيه . راه همه بندگان آنست كه پيوسته از شرّ بدان و آسيب مكّاران و حسد حسودان و بد افتاد جهان ، استعاذت به خدا مىكنند و به او پناه مىبرند . اين طريقهء عامه مؤمنان است كه ظاهر شرع به كار داشتن و هنگام بلا دست به دعا برداشتن و از حضرت حق عافيت خواستن است . امّا راه جوان‌مردان طريقت و ارباب حقيقت ، تسليم و رضا است و گويند : تدبير كار با خداوند كارگذار ، و از راه اعتراض برخيز و او را وكيل و كفيل و كارساز خود دان ، زيرا در هر دل كه تسليم و رضا جمع شد ، تن وى قرين سلامت گشت . تسليم ، درجهء ذبيح و خليل است كه پسر به تعليم پدر جامهء تسليم پوشيد و فدائى او رسيد و رضا آنست كه بنده‌اى بر پسند باشى و به هرچه روى دهد خرسند و منتظر قضاى خداوند باشى . و نيز گفته‌اند : تسليم آنست كه كار آفريده به آفريدگار بازگذارى ! خود تن به قضا در ده و خود سركش باش * جز آن نَبُوَد كه تو نخواهى ، خوش باش . سورهء - 114 - ناس - 6 - آيه - مدنى - جزو 30 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 - قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ . بگو ( اى محمّد ) پناه مىبرم ( فرياد خواهم ) به خداى مردمان « 1 » . - * - 2 - مَلِكِ النَّاسِ . پادشاه مردمان ( خداى يكتا ) - * - 3 - إِلهِ النَّاسِ . خداوند مردمان ( خداى يگانه ) - * - 4 - مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ . از بد وسواس شيطان خبيث كه پنهانى ( و در خواب ) به دلها مىافكند . - * - 5 - الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ . آنكه وسوسه مىاندازد در دل مردمان ( از ديوها و پرىها ) ! - * - 6 - مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ . از شرّ ديوان و پريان و مردمان ( به خدا پناه مىبرم )

--> ( 1 ) - مفسران نوشته‌اند : تكرار پنج بار كلمهء ( ناس ) در اين سوره از باب تكريم آدم است و برخى هريك از آن كلمهء را در مورد طبقات خاص مردم گفته‌اند : ناس در آيهء اول شامل كودكان است ( بقرينهء پروردگار ) در آيهء دوم شامل جوانان است ( بقرينهء پادشاه ) در آيهء سوم شامل پيران است ( بقرينهء إله ) و چهارم شامل صالحان است ( بقرينهء شيطان ) و پنجم شامل مفسدان است ( بقرينهء عطف به جن ) .