احمد بن محمد ميبدى
65
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
است و بريدن بيم و اميد از خودى و بيگانه و تسليم و تفويض امر به خداى يگانه كه هرطور اراده كند حكم نمايد ( هرچند بدون تسليم و تفويض ما هم ، امر چنين است . ) شبلى گفت : بدانكه ، يكى تو را از همه كافى است ولى همه تو را از يكى كافى نيست ! آن يكى ، خدا است ، چون حقّ تعالى با تو باشد همه كفايت كند ، و اگر هزاران يار و ياور داشته باشى و خدا با تو نباشد همه آنها به دست تو باد باشد نه يار ! لطيفه : رسول خدا به يار غار كه از دشمن وحشت كرده بود گفت : نترس خدا با ما است ، خداوند عنكبوتى را كه ضعيفترين و عاجزترين حشرهها است امر كرد كه برو در غار آن دو يار ، زاويهء خود را بزن تا بدرقهء ايشان باشد ! و او در دهانهء غار تارها تنيد و دشمن كسى را نديد ! ملاحظه كنيد : هيچ چيز در عالم عاجزتر از عنكبوت و هيچ خانهاى سستتر از خانهء او نيست ! چون خداوند خواهد دشمن را هلاك كند ، نمرود را به پشهء هلاك سازد ، و جلو مشركان و كافران عرب پردهء از لعاب عنكبوت بر دهانهء غار تند ! پس او خداوندى است كه هرچه خواهد ، تواند كند و توانائى خويش بر هرچه خواهد نمايد ! سوره 21 آيه 30 30 - أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ . اين آيت تا آخر اشارت است به كمال قدرت و بيان حكمت او ، چون بقدرت نگرى ، همهء معدومات رنگ وجود گيرد و چون به عزّت نگرى همه موجودات رنگ عدم گيرد ، زينهار تا گمان نبرى كه خداوند هرچه بدانست بگفت و هرچه توانست بكرد ! و هرچه داشت بداد ! نه ، موجودات و مخلوقات ، نمود كارى است از قدرت او ، وحىها ، الهامها ، پيغامها همه ذرّهايست از علم او ، چنان كه حكمى چند از علم خود به خلق فرستاد و علم به ته نرسيد ! همچنين كلوخى چند بهم باز نهاد و قدرت او به پايان نرسيد ! اگر هزاران آسمان و عرش و كرسى و زمين و كرات ديگر بيافريد و بيافريند ، هنوز ذرّهاى از قدرت او پيدا نكرده و كاسته نشده ، آن قدرت كم شدنى و كاستنى نيست ، قدرت تو است كه متناهى و پايانپذير است و گرنه ، قدرت حقّتعالى متعالى و نامتناهى و پايانناپذير است . لطيفه : بزرگان دين گفتهاند : آنچه در عقل محال است خداوند بر آن قادر بر كمال است . و در قدرت بىاحتيال و در قيمومت بىگشتن حال و در صفات جاويد متعال است . سوره 21 آيه 33 33 - وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ . آيه . بر ذوق اهل معرفت اين شب و روز نشان قبض و بسط عارفان است و اين دو ، حكم الهى و تقدير پادشاهى است ، گاه در قبضهء قبضش نهد تا سلطان جمال او را بنوازد ، و شرط مرد صاحب درد آنست كه در آن قبض ، مهذّب و تسليم و بىاعتراض باشد ! و گاه بر بساط بسط مؤدّب و بىاعراض بود كه گفتهاند : بندهء حقّ تا رنج بلاء در هر مكان نكشد ، لذت ايمان نچشد . . . . وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ . آيه . آفتاب و ماه بيافريد در آسمان و آنها را بر پهنهء افلاك روان ساخت ! آفتاب را بر وجهى آفريد كه نيفزايد و نكاهد ! و ماه را به صورتى آفريد كه هم بيفزايد هم بكاهد « 1 » گاه در محاق و گاه در اشراق ! آفتاب نشانهء صاحب توحيد است كه به صفت تمكين ( در شناورى خود در آسمان بىپايان ) در حضرت شهود مىگويد : اگر پرده بالا رود بر يقين من افزوده نشود و ماه نشان صاحب علم است كه در ميدان اجتهاد قدم دارد و از راه نظر و استدلال درآمده و ديده در طاعت و عمل داشته تا بر ايمان و اعتقاد مؤمنان بيفزايد . صاحب توحيد ، خداوند درد است و صاحب علم ، خداوند عمل و درمان ، صاحب عمل در نظارهء سبب است و صاحب درد در نظارهء مسبّب از سبب فارغ است .
--> ( 1 ) آيا اين تعبير دليل آن نيست كه دانشمندان ايرانى از صدها سال پيش ، كوچكى كرهء ماه نسبت به آفتاب و مجذوبيت و نقص او و تابع بودن او نسبت به زمين در برابر آفتاب مىدانستند كه بدينگونه از كلام خداوند در قرآن استنباط و بيان كردند !