احمد بن محمد ميبدى

644

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

در آن جهان به لقاء و سلام اوست . اى شگفتا ! امروز در سراى فنا ، در درياى خطا ، ميان موج بلا ، از شنيدن نام دوست چندين راحت و لذّت مىبرى ، فردا در سراى بقا ، در محل رضا ، به وقت لقا ، چون نام دوست از دوست بشنوى چندين برابر لذّت خواهى يافت ! آن روز بنده در روضهء رضا نشسته ، بر تخت بخت تكيه زده ، خلعت رفعت پوشيده ، بر بساط نشاط آرميده ، از حوض كوثر شربت يافته ، شربتى از شير سفيدتر ، از عسل شيرين‌تر ، از مشك بوياتر ! اين است كه خداوند بر مصطفى منّت نهاده و فرموده : إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ ، ما تو را حوض كوثر داديم تا تشنگان امّت را شراب دهى ، شرابى بىكدر ، شارب آن بىسكر ! ( بىمستى ) خداوند فرمود : اى مهتر كائنات و اى نقطهء دائرهء حادثات ، ما تو را نيكى فراوان بخشيديم كه نام تو را برداشتيم و آواى تو را بلند كرديم ، ما شمايل و فضائل تو را به مقرّبان حضرت گفتيم كه تو پيغمبر نادبير و امّى كه هرگز كتّاب ( دبستان ) نرفته ، هيچ معلّم نديده و به هيچ كتاب نظر نكرده ! تو را علم اوّلين و آخرين در آموختيم و شرايع دين و احكام اسلام و مكارم اخلاق تو را بيان كرديم ، هركس را معلمى بود ما تو را معلّم بوديم ، هركس را مؤدّبى بود ما تو را مؤدّب بوديم ! بعضى مفسّران حوض كوثر را به خير كثير تفسير كرده‌اند ، يعنى كه : اى مهتر كائنات ، ما تو را نيكى فراوان داديم كه به فيض جود خود تو را در وجود آورديم ، و سراپردهء پيمبرى تو همه جا باز كشيديم و تو را در تخت رسالت نشانديم و تو را به جائى رسانديم كه حلم تو خاك را ثبات افزود ، طهارت تو آب را صفا افزود ! خوى تو باد را سخاوت داد و نيروى تو آتش را هيبت افزود ! معراج محمّد ( ص ) در بعضى آثار آورده‌اند كه چون شب معراج خواستند پيمبر اسلام را به حضرت حق برند ، نخست جبرئيل او را از آب زمزم طهارت داد ، آب اوّل وضو را جبرئيل گرفت و پر خود با آن منوّر كرد ! آب دوّم به ميكائيل سپرد تا به زمرهء فرشتگان بالا بخش كرد ! آب سوّم به خزانهء غيب سپرد تا ذخيرهء روز رستاخيز باشد ! و چون آتش دوزخ فروغ برآورد ، مقرّبان آب سوّم وضوى پيغمبر را بر آن آتش دوزخ بپاشند تا سوزش آن آرام گيرد ! و زبانه فروكشد تا گناهكاران امّت از زيان آن در امان باشند ! در كتابهاى معتبر نوشته‌اند كه : شب معراج ، چون رسول خدا به حضرت اعلى رسيد از وى پرسيد : ( اى محمّد ) در ملا اعلى چه خبر است ؟ درحالىكه خود مىدانست ، گفت : نمىدانم ، خداوند مىداند ! در آن حال اثرى از آثار ذو جلال به شانه و سينهء من رسيد و ذوق و روح آن بجان من آمد ، دلم بيفروخت ، عطر محبّت برسوخت و علم اولين و آخرين در من آموخت ، اين است حقيقت كوثر ! و نوازش و كرامت بىشمار حقّ اكبر كه فرمود : سوره 108 آيه 2 2 - فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ . آيه . اى سيّد بزرگوار ، چون روز عيد ( اضحى ) آيد نماز عيد گزار و چون نماز كردى قربانى كن ، و امّت را فرماى تا بجاى آرند كه در آن خير و بركت است . از حضرت پرسيدند آن خير آن كدام است ؟ فرمود : اگر مرد مؤمن پوست گوسفند را پرزر كند و به بىنوايان دهد هنوز به ثواب آن يك گوسفند كه قربانى كند نرسد ! مصطفى را پرسيدند اگر كسى فقير بود و توان قربان نداشت چه كند تا ثواب قربان يابد ؟ فرمود : چهار ركعت نماز كند و در هر ركعتى يك‌بار الحمد خواند و يازده بار سورهء إِنَّا أَعْطَيْناكَ خواند . خداوند ثواب قربان در نامهء عمل او ثبت كنند !