احمد بن محمد ميبدى

623

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

سوره 95 آيه 3 3 - لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ . آيه . پس خاك بر سر كسى كه عزّت پدر خود آدم را نداند و شرف و منزلت او را نشناسد و در اين قالب خاكى جز به اسمى و جسمى و رسمى راه نبرد ! و خبر ندارد كه آدم خود يكى از دو عالم است ! زيرا آيات خداوند در دو عالم نمايانده مىشود « 1 » يكى در آفاق كه زمين و آسمان و خورشيد و ماه و ستاره و نور و ظلمت و رعد و برق و مانند آن است ! دوّمى در انفس كه آدمى باشد ! عالم انفس نيز مانند عالم آفاق است : زمينش عقيدت ، آسمانش معرفت ، ستارگانش منزلت ، خورشيدش فراست ، ماهش فكرت ، نورش طاعت ، ظلمتش معصيت ، رعدش مخافت ، برقش امنيّت ، ابرش همّت ، بارانش رحمت ، درختش عبادت ، ميوه‌اش حكمت است ! لطيفه : پادشاه همهء اين عالم نفس آدمى است ، دل وزيرش ، عقل سپاهش ، حواس چاكرش ، دست و پا جاسوسش ، گوش رقيبش ، چشم ترجمانش ، زبان داعيش ، خاطر رسولش ، الهام سفيرش علم سلاحش مىباشند ! سوره 95 آيه 8 8 - أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحاكِمِينَ . آيه . خداوند داور بىمانند است ، پاك است و بزرگوار ، خداوندى كه از خاك چنين موجودى آفريد ! و در آفرينش خود قدرت نمائى كرد ، از اين شگفت‌تر ! از جوهرى عالمى آفريد ! و از نفحه‌اى عيسى آفريد ! از سنگى ناقهء صالح بيرون آورد ، از عصاى موسى اژدهائى ساخت ، از دودى ( بخار ) آسمان ( كرات آسمانى ) آفريد ، از نورى فرشتگان آفريد ، از نارى پريان آفريد ! از ناف آهو مشكى بويا ، از گاو دريائى عنبر سارا ، از كرمى ابريشم ديبا ، از زنبورى عسل مصفّا ، از خارى گلنارى زيبا و از گياهى حلوائى باشفا آفريد ! پس حق‌تعالى مىنمايد كه : صانع بىعلت منم ، خالق بىآلت منم ، قهّار بىحيلت منم ، غفّار بىمهلت منم ، ستّار هر زلّت منم ! لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ آدمى : در آفرينش آدم طورها ساخت كه فرمود : وَ قَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً . يك بار : خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ، از خاك آفريد ، جاى ديگر : مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ * ( از گل سياه ) آفريد ، جاى ديگر مِنْ صَلْصالٍ * ( از گل سفت ) آفريد ، پس از او را زنده كرد ! و زنده بود مرده گردانيد ؟ مرده بود دوباره زنده گردانيد ! نادان بود دانا گردانيد ، چون به حدّ كمال رسانيد فرمود : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ . همچنان‌كه نطفه بود علقه گردانيد ، علقه بود مضغه گردانيد مضغه بود عظم و لحم گردانيد ! قطره‌اى آب بود ، خون بسته شد ، خون بسته بود گوشت جويده شد ، گوشت جويده بود بازگشت و استخوان پوشيده شد ! فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ . خاك و نطفه از حالى به حال ديگر آورد ، تا آنچه در ازل حكم كرده و بر او قضا رانده بر وى برفت ! همچنان‌كه سعيد و شقى را از حالى بحالى مىگرداند گاه در عبادتگاه در معصيت ، گاه در مجلس علم ، گه در مجلس خمر ! گاه شادان ، گه گويان ، تا آخر عمر كه به سر آرد يا بهشتى است يا دوزخى ! سورهء - 96 - اقرأ - 19 - آيه - مكى - جزو 30 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 - اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ . بخوان ( اى محمّد ) بنام پروردگارت كه آفريده است .

--> ( 1 ) - اشاره به آيهء : سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ أَ فَلا يَعْقِلُونَ .