احمد بن محمد ميبدى
620
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
نوشتهاند : آن ساعت لرزش در اركان ملكوت افتاد و زمين به جنبش آمد ! و ناگاه آثار وحى در طلعت مبارك پيدا آمد ! ياران از پيش وى برخاستند و جبرئيل امين بريد حضرت حقّ ، وحى پاك را به گوش دل پيغمبر رسانيد كه اى سيّد ، به حقّ روشنائى روى تو و سياهى موى تو « 1 » ما تو را فرونگذاشتيم و از دوستى تو نكاستيم و در اين عتاب جز سعادت امّت تو نخواستيم ! سوره 93 آيه 5 5 - وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى . آيه . چون جبرئيل به حضرت رسول درآمد ، او را ديد بىقرار و ناآرام گشته ، عنان دل به دست غم سپرده ، سوز و اندوه وى به غايت رسيده ، ديده او لؤلؤ بار گشته ، جبرئيل سبب پرسيد ؟ گفت : غم گناهكاران امّت ، چنين بىقرارم كرده و انديشهء عاقبت كار مرا چنين زار و نزار نموده ! اى جبرئيل مىخواهم كه خداوند آنها را به من بخشد ، تا دلم آرام شود ، جبرئيل به حضرت عزّت رفت و باز آمد و گفت : خداوند تو را سلام مىرساند و مىفرمايد : دل خوش دار و اندوه مدار ، جهانيان همه خشنودى ما مىخواهند و ما خشنودى تو مىخواهيم ، ( اى محمّد ) براى آنكه تو خشنود شوى ما هركس از امّت تو كه تا روز رستاخيز از دلى پاك و با اخلاص اقرار به خداوندى ما كند و تو را به رسالت بشناسد ، هر طاعت كه دارد بپذيريم و هر لغزش كه باشدش بيامرزيم و اگر به قدر تمام روى زمين گناه داشته باشد محو كنم ! از حضرت جعفر بن محمّد ( ع ) امام ششم روايت شده كه : روزى حضرت رسول وارد خانهء فاطمه شد ، ديد جامهء از پشم شتر بر تن دارد و با يك دست گندم آسيا مىكند و با دست ديگر فرزند را شير مىدهد ! پيغمبر چون چنين ديد اشك در چشمهاى مبارك جمع شد و فرمود : اى فاطمه ، تلخى دنيا را به شيرين آخرت بگذران كه خداوند فرمود : وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى ! لطيفه : موسى به كوه طور به مناجات رفت و خشنودى خدا را خواست و گفت : وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى ، ولى محمد را خداوند خبر داد كه : وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى . اى جوانمرد بين تفاوت خشنودى خواستن و خشنودى دادن از كجا است تا به كجا ! ! سورهء - 94 - انشراح - 8 - آيه - مكى - جزو 30 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 - أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ . ( اى محمّد ) ما سينهء تو را بگشاديم و دل تو را روشن ساختيم ؟ - * - 2 - وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ . و گناه تو را فرونهاديم و بار تو را سبك كرديم - * - 3 - الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ آن بار گرانى كه پشت تو را سست كرد ! - * - 4 - وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ . و ياد تو و نام تو را بلند برداشتيم - * - 5 - فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً . آرى ، با هر دلتنگى و سختى فراخى و آسانى است - * - 6 - إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً . به درستى كه با هر دشوارى آسانى است - * - 7 - فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ . چون از نماز فارغ شدى به نياز بپرداز و در دعاگوئى و در نياز نمودن رنج بر خود هموار كن - * - 8 - وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ . و به سوى خداوند خويش برو و بخواه . تفسير ادبى و عرفانى سوره 94 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، به ياد اين نام عزيز و پيغام شريف و خطاب خطير و نظام بىنظير ؛ بارگاه
--> ( 1 ) - اشاره به آيهء : وَ الضُّحى وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى . است كه خداوند سوگند ياد كرد .