احمد بن محمد ميبدى

60

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

8 - وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ ما كانُوا خالِدِينَ . ما فرستادگان پيشين را كالبدى نساختيم كه غذا نخورند و جاودان هم نمىماندند ( مانند ديگران كه نماندند ) . 9 - ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ فَأَنْجَيْناهُمْ وَ مَنْ نَشاءُ وَ أَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ . پس ايشان را وعدهء راست داديم و ايشان را برهانيديم و هر كرا خواهيم رهانيم و گزاف‌كاران و گزاف‌گويان را هلاك كرديم . 10 - لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ . ما كتابى بشما فروفرستاديم كه در آن ذكر شما و شرف شما است ، آيا اين منّت از من در نمىيابيد و به آن نمىنازيد ؟ 11 - وَ كَمْ قَصَمْنا مِنْ قَرْيَةٍ كانَتْ ظالِمَةً وَ أَنْشَأْنا بَعْدَها قَوْماً آخَرِينَ . و چه بسيار شهرها كه پشت آن شكستيم كه مردان آن ستمگر و كافر بودند و از پس ايشان گروهى ديگر ساختيم ! 12 - فَلَمَّا أَحَسُّوا بَأْسَنا إِذا هُمْ مِنْها يَرْكُضُونَ . پس چون عذاب ما حسّ كردند ، تك و گريز درگرفتند و پاى گريز جنبانيدند ! 13 - لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَ مَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ . مدويد و پاى مجنبانيد و به ناز و تنعّم خويش و به جايگاه‌هاى خويش بازگرديد تا مگر از شما پرسند ( و خراج براى آزادى شما خواهند و اين خطاب به كفّار يمن در برابر حملهء بخت‌نصر است ) . 14 - قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ . گفتند : اى واى بر ما ، گناه ما را بود و ما ستمگرانيم . 15 - فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِيداً خامِدِينَ . پس پيوسته بر خود ويل مىخواندند ( و حسرت داشتند ) تا آنكه ايشان را ريزريز كرديم مانند كاه پرپر شده و دروشده . 16 - وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ . ما آسمان و زمين را و آنچه ميان آنها است ، بازيچه و بيهوده نيافريديم ( و زن و فرزند نخواستيم ) . 17 - لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ . اگر ما مىخواستيم بازيچه سازيم و زن و فرزند گيريم ، مىگرفتيم از پيش خودمان اگر مىخواستيم چند كار مىكنيم ! 18 - بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ . ما بازى كن نيستيم بلكه راستى را بر كژى مىافكنيم تا آن را فروشكند ، كه كژى از راستى مىرمد ، و واى بر شما كه صفت زناشوئى و فرزند به خداى خويش مىدهيد ! تفسير ادبى و عرفانى سوره 21 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . بنام خداوند قادر متعال ، صانع بىاحتيال ، در ذات و صفات بر كمال ، موصوف به وصف جمال ، كردگار است و بزرگوار ، دانا به هر كار ، پاك از انباز و بىنياز از يار ، خود بىيار و همه جهان را يار . سوره 21 آيه 1 1 - اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ . آيه . نزديك آمد وقت حساب بندگان ! و آنان در خواب غفلتند ، اينك رستاخيز با هيبت به آفريدگان روى نهاد ، درحالىكه آنها مست شهوتند ! و نيك مردان و جوان مردان به حقيقت آنانند كه از عرضه‌گاه و خطرگاه قيامت بترسند ، و از بيم حساب فردا ، امروز حركات و سكنات خود را بشمارند ، لباس مراقبت درپوشند و گوش به احوال و اعمال و اقوال خود دارند و ساحت سينه خود را از لوث غفلت پاك گردانند و بىاجازت شريعت يك گام ننهند و بىاذن حقيقت يك دم نزنند .