احمد بن محمد ميبدى
596
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
به بيان روشن بر پنج خصلت است كه پنج حكم مقابل آنست : 1 - از آدميان هيچ گروه نيست كه با خدا پيمانى بسته و زينهارى داشته و آن پيمان و زينهار را بشكند و دشمن بر آنان چيره نشده باشد ! 2 - هيچ گروهى نيست كه بر يكدگر بر خلاف حق و شرع حكمى كنند و دوچار فقر و بىچيزى و ناكامى و بىنوائى نشوند ! همان فقرى كه پيغمبر از آن به خدا پناه برد ! نيك نگر ، تا گمان نكنى كه فقر همه آنست كه در دنيا بىمال و بىكام باشى ، فقر سخت كه به كفر نزديك است فقر دل است كه بزرگى شرع را از دل ببرند ، و بجاى علم و حكمت و اخلاق ، آز و بخل و شهوت نهند ، و مانند قوم عاد دل به دشمن دهند ، و مانند قوم صالح ، از جهان صلاح بگردند ، و مانند قارون ، قرين هلاكت گردند ! و چون فرعون طاغى غرق طوفان شوند ! چه كه حرص دنيا راه دين بر آنها زده ، قدم بر خطّ خطا نهاده و جريدهء خويش به جريمهء سياه پر كرده ، آينهء دل پر از زنگار گناه شده و هر دل كه خراب و سياه گشت سزاوار كيفر و مستوجب عقوبت است . 3 - هيچ گروه نيست كه كارهاى نابكار و ناشايست و فحشاء گوناگون در ميان آنان رايج باشد و براى امر به معروف و نهى از منكر چشم بر هم نهند ! مگر آنكه و با و طاعون در ايشان پيچد ! و مرگ همگانى روى به آنها نهد ! پس بدان اى مسكين كه كار مرگ سخت است و دشوار و سختتر از آن هول و حال رستاخيز است كه از پس مرگ پيش آيد . پير طريقت در اين معنى چند سخن نغز گفته : اى جوانمرد ، سفر آخرت دراز است ، زاد و توشه برداشتن بايد و از مقام بازپرسى ، انديشه بايد ! دنبالهء پل صراط ( چينوات ) بس باريك و تند است مركب طاعت ساختن بايد ! و براى روز شمار ، ايمان دارى و ترك گناهكارى بايد و چون خداوند با كارهاى نهان و آشكار بنده آگاهى دارد ، از او شرم داشتن بايد . اى مسكين : تا كى از اين غفلت ، و تا كى از اين غرور ؟ آرزوى دراز پيش گرفته و مرگ پس پشت انداخته تا گناه به نقد كرده و توبه در نسيه نهاده ! نمىدانى كه سپيدى موى سر تو پيك مرگ است و تو را آگاهى مىدهد كه پيش از مرگ كار خود بساز و از روز پسين انديشه دار ، و دست از آزار مردم بدار ، و بيش از آن تخم پشيمانى مكار ! 4 - هيچ گروه نيست كه در معاملات ، پيمانه و ترازو كاهند و بر مردم زيان رسانند مگر آنكه خداوند از زمين ايشان گياه باز گيرد و بركت از آنها بردارد ! و روزى آنان را كم كند ! و بر ايشان نياز و گرسنگى گمارد تا در دنيا به سختى زندگى رسند ! و در آخرت به عذاب الهى گرفتار شوند ! آنان كه بدخواه مردمند و حق ايشان در پيمانه و ترازو بكاهند نمىدانند كه آنها را روزى بزرگ در پيش است كه روز شمار و پاداش است ، روز تغابن و حسرت است ، آن روز ترازوى عدل بياويزند و دوزخ را با زنجيرهاى آتشين تافته به هامون آرند و نامهها پرّان كنند و دشمنان حاضر سازند و رازهاى مردم همه آشكار نمايند و منادى هيبت بر پاى كنند ، يكى را نداى بىزارى زنند ! و ديگرى را نداى بشارت و سعادت زنند ، آن بدكار فاجر را به دوزخ با ديوان هم دم كنند و آن جوانمردان نيكوكار و صالح را با مقرّبان به درگاه عليّين برند . لطيفه : مقرّبان آنانند كه نه صور اسرافيل گوش آنان را مشغول و نه فردوس برين ديدهء آنان را ديدار ، همه مردم جهان باهم ولى مقرّبان با يكى ! فردا همهء خلق در نعيم غرق و ايشان همه با آن يكى !