احمد بن محمد ميبدى
594
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
يَسْتَوْفُونَ . آنان كه چون از مردم چيزى ستانند ، پيمانه را به پرى مىستانند نه به كاستى ! - * - 3 - وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ . و چون چيزى به مردم بپيمايند يا بسنجند از آن مىكاهند و زيان مىرسانند ! 4 - أَ لا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ . آيا هيچ گمان نمىبرند كه آنان برانگيخته خواهند شد . 5 - لِيَوْمٍ عَظِيمٍ . براى روز بزرگى ( روز رستاخيز ) . - * - 6 - يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ آن روز كه مردمان براى خداى جهانيان به پا ايستند ؟ - * - 7 - كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ . آگاه باشيد ، نامهء بدكرداران در بدترين زندان است . 8 - وَ ما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ . چه دانى كه آن زندان چه چيز است از سختى و دشوارى ؟ 9 - كِتابٌ مَرْقُومٌ . نوشتهاى ( كنده در سنگ ) كه كارهاى آنان را ثبت كرده . 10 - وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ . واى آن روز بر دروغزنگيران و دروغگويان . 11 - الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ . آنان كه روز جزا را دروغ پنداشتند . 12 - وَ ما يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ . و دروغ نپندارد آن روز را مگر ناپاك از اندازهگزاران ! 13 - إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ . كه چون سخنان ما بر او خوانده شود ، گويد : اين افسانهء پيشينيان است ! 14 - كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ . نه چنان است ! آگاه باشيد ، بلكه زنگ آن كارهائى كه مىكنند بر دلشان نشسته است . 15 - كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ . آگاه باشيد ، آنان در آن روز از خداوند خويش باز پوشيدهاند ! - * - 16 - ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحِيمِ . پس آنان به آتش رسيده و سوختهاند ! 17 - ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ . پس به آنان گويند : اين است آنچه شما آن را دروغ مىپنداشتيد ( تكذيب مىكرديد ) . 18 - كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ . آگاه باشيد كه نامهء عمل نيكوكاران در جايگاه بالا ( زبرين است ) . - * - 19 - وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ . چه چيز تو را دانا كرد كه علّيّون چيست ؟ 20 - كِتابٌ مَرْقُومٌ . نوشتهء در سنگ كنده و بشارتدهنده ! 21 - يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ . فرشتگان مقرّب ( نزديككردگان ) آن را مىبيند ( مشاهده مىكنند ) . 22 - إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ . نيكان در ناز و نعمتند . - * - 23 - عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ . بر تختها ( و حجلهها ) مىنگرند . 24 - تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ . در روزىهاى ايشان تازگى ناز و روشنائى شادى را مىبينى و مىشناسى 25 - يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ . آشامانده مىشوند از شراب سر به مهر . 26 - خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ . كه مهر آن با مشك آميخته است و اينچنين ( ايدون ) بادا كه گوشندگان در آن گوشند و جويندگان بر يكدگر شتابند . 27 - وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ . آميغ آن شراب از چشمهء تنسيم است ! 28 - عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ . تنسيم آن چشمهايست كه مقرّبان از آن مىآشامند .