احمد بن محمد ميبدى

571

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

پير طريقت گفت : الهى به درگاه آمدم بنده‌وار ، خواهى عزيز دار خواهى خوار ، اى مهربان فريادرس ، عزيز آن كس ، كش با تو يك نفس ، اى همه تو و بس ! با تو هرگز كى پديد آيد كس . سورهء - 75 - قيامة - 40 - آيه - مكى - جزو 29 تفسير لفظى [ آيات 1 الى آخر ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 - لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ . سوگند مىخورم به روز رستاخيز - * - 2 - وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ . سوگند مىخورم به نفس نكوهنده بر گناهكارى - * - 3 - أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ آيا آدمى گمان مىكند كه ما استخوانهاى پوسيدهء او را فراهم نخواهيم آورد - * - 4 - بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ . آرى ، ما مىتوانيم كه بندهاى انگشتان او را راست و برقرار كنيم ( مانند روز زندگى ) - * - 5 - بَلْ يُرِيدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ . آرى ، انسان مىخواهد كه آنچه فرا پيش او است دروغ شمرد ( از رستاخيز و بازخواست ( و در گناه آزاد باشد ) - * - 6 - يَسْئَلُ أَيَّانَ يَوْمُ الْقِيامَةِ . مىپرسد كه روز قيامت كى است ؟ - * - 7 - فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ . آنگاه كه چشم ( هنگام جان كندن ) خانه روشن كند و بتابد - * - 8 - وَ خَسَفَ الْقَمَرُ . آنگاه كه ماه تاريك شود - * - 9 - وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ . و خورشيد و ماه بهم رسند . - * - 10 - يَقُولُ الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ . آدم مىگويد : گريزگاه كجا است - * - 11 - كَلَّا لا وَزَرَ . نه چنان است ، جاى پناه و گريز نيست - * - 12 - إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ . آن‌روز بازگشت بسوى خدا است - * - 13 - يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ . آگاه كنند ( و پاداش دهند ) انسان را به هرچه از پيش فرستاده از كردار و رفتار و يا از پس خويش از نهاد نيك يا بدنهاده - * - 14 - بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ . بلكه آدمى نفس خود را نيك شناسد - * - 15 - وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ . هرچند كه حجّت و عذرهايش را گويد و سازد - * - 16 - لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ . زبان خود را براى خواندن قرآن مجنبان تا به آن شتاب كنى . « 1 » - * - 17 - إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ . بر ما است كه قرآن را بر تو خوانيم و در ياد تو داريم - * - 18 - فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ . چون ما بر تو خوانديم تو پس از آن مىخوان - * - 19 - ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ . آنگاه بر ما است كه احكام آن را به تو بيان كنيم - * - 20 - كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ . ( بگو به كافران ) آرى شما اين جهان نزديك را دوست مىداريد - * - 21 - وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ و جهان پسين را مىگذاريد - * - 22 - وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ . روىها است در آن روز شاد و تازه - * - 23 - إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ . به خداوند خويش نظر كنان - * - 24 - وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ باسِرَةٌ . و روىهاست آن‌روز از اندوه گرفته - * - 25 - تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ . كه يقين دارد كه با او چه بتر مىكنند - * - 26 - كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ . به راستى آنگاه كه جان به چنبر گردن رسيد - * - 27 - وَ قِيلَ مَنْ راقٍ . و مىگويند كدام پزشك است كه افسون كند ؟ - * - 28 - وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ . و بدانست كه از دنيا دور مىشود - * - 29 - وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ . و پاى او در كفن مىپيچند - * - 30 - إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ . او را بسوى خداى

--> ( 1 ) - چون هنگام نزول قرآن ، پيغمبر با جبرئيل مىخواند و مىترسد از خاطرش محو شود اين آيه آمد .