احمد بن محمد ميبدى

507

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

اين درويشان ، ز وصل بوئى دارند * گوئى ز شراب مهر ، جوئى دارند در مجلس ذكر ، هاىوهوئى دارند * مى نعره‌زنان ، كزو چنوئى دارند ! سوره 58 آيه 7 7 - ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ . . . هُوَ مَعَهُمْ . آيه . اگر مؤمنان امّت محمّد را خود تنها اين آيت تشريفى بودى كه خداوند مىفرمايد : هيچ رازگوينده نيست مگر آنكه چهارمى آنها خدا است ! - آن تشريف تمام بودى ، زيرا خداوند به علم با آنان باشد ، به فضل و نصرت با آنها باشد ، مونس دل آنها باشد ، همراه و همراز با آنها باشد . چنان كه اصحاب كهف را با جلال رتبت ايشان و كمال منزلتى كه داشتند ، خداوند دربارهء آنها مىگويد : سه نفر بودند كه چهارمى آنها سگشان بود ! يا چهار نفر بودند كه پنجمى سگ آنها بود ! يا پنج تن بودند كه ششمى آنان سگ آنها بود و در اين مورد خداوند كس آنها نبود بلكه همراز و همراه ايشان بود ! ذو النون مصرى را حكايت كنند كه گفت : روزى در اطراف نيل مىگذشتم جوانى را ديدم شورى عظيم داشت ، گفتم : اى غريب ، از كجائى ؟ به بداهت پاسخ داد : غريب چه كسى باشد كه با خدا او را انس باشد ؟ چه كسى تنها بود كه همراهش او باشد ؟ ذو النّون بشنيدن اين سخن از دست خود رها و از خود بىخود شد ، ولهى در او پديد آمد ! ساعتى از خود غايب گشت ! بىخود نعره همىكشيد ! جوان گفت : اى پير طريقت ، تو را چه روى داد كه اين ساعت چنين شدى ؟ گفت : دارو با درد موافق افتاد ! آنگاه رو سوى آسمان كرد و در مناجات شد و گفت : اى خداوندى كه درمان دردها تو دارى ، كيمياى حاصلها تو سازى ، فغان جانها تو شنوى تابش ( تاوش ) خاطرها تو بينى ، درياب اين بيچاره كه در غرقاب است و دلش از بيم درد ناباب كباب است ، دردى دارد كه بهى مباد او را ، اين درد صواب است ! با دردمندى به درد خرسند ، كسى را چه حساب است ؟ ! تفسير لفظى [ آيات 11 الى 22 ] 11 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَ إِذا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ . اى كسانى كه ايمان آورده‌اند ، چون شما را گويند كه در مجلس فراخ‌تر نشينيد ، پس بجنبيد و فراخ نشينيد تا خداوند شما را جاى فراخ كند ، و چون گفته شود به شما كه برخيزيد ، برخيزيد تا خداوند كسانى از شما را كه ايمان آورده‌اند بردارد و بلندمقام گرداند و آنان را كه دانش دارند درجه‌ها بردارد ( هم در مزد ، هم گوينده هم شنونده را در مجلس درجه‌ها بردارد ) و خداوند به آنچه شما مىكنيد دانا و آگاه است « 1 » .

--> ( 1 ) - در شأن نزول اين آيه آمده كه هنگام جهاد ، مجاهدين براى فداكارى در راه حق و شهيد شدن اصرار داشتند كه در صف مقدم لشكر اسلام باشند كه زودتر به شهادت رسند ! ولى سربازان جلو صف پس نمىرفتند و راه به آنها نمىدادند ! تا آنكه جبرئيل آمد و اين آيت را آورد . بعضى مفسران آن را در مورد واردين مسجد براى نماز دانسته و نوشته‌اند پيغمبر به توانگرى كه راه جلو آمدن در صف به يك نفر نيازمند نداد فرمود : ترسيدى از غناى تو چيزى به او رسد يا از فقر او به تو چيزى رسد كه او را راه ندادى ! !