احمد بن محمد ميبدى

494

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

84 - وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ . و آنگاه شما كه به چشم خون ( درميرنده ) مىنگريد ؟ 85 - وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ . و ما به مرگ شما از خود شما نزديكتريم ! وَ لكِنْ لا تُبْصِرُونَ . ليكن شما نمىبينيد و نمىدانيد ( پس چرا عبرت نمىگيريد ! ) 86 - فَلَوْ لا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ . پس اگر شما برانگيختنى و پاداش‌دادنى نيستيد ؟ . 87 - تَرْجِعُونَها إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . جان را كه به گلو رسيده به تن برگردانيد اگر راست مىگوئيد ؟ 88 - فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ . پس آن كس كه از مقرّبان و نزديكان است : 89 - فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ . ( بدانيد كه ) او را آسايشى و آسانى و زندگانى و روزئى و بوئى خوش و بهشت ناز و شادى است . 90 - وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ . اما اگر آن‌كس از خداوندان راست‌دست است . 91 - فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ . پس درود بر تو باد از راست‌دستان . 92 - وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ . و اما اگر آن‌كس از دروغ‌زن‌گيران و گمراهان است . 93 - فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ . پس فرو آمدن او و پذيرائى او آب جوشان است ! 94 - وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ . و افروختن آتش دوزخ و رسيدن به آن آتش و ماندن در آن ! 95 - إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ . اين سخن راست و گفتار بىگمان و درست است . 96 - فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ . پس ( اى محمّد ) خداى بزرگ خود را نيايش و ستايش كن . تفسير ادبى و عرفانى سوره 56 آيه 58 58 - أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ . آيه . خداوند در اين آيت اظهار قدرت خويش در آفرينش مىكند تا جهانيان بدانند كه صانع بىعلّت و كردگار بىآلت و غفّار بىمهلت و ستّار هر زلّت همه او است . خداوندى كه از آب ضعيف صورتى لطيف آفريد ، و از نطفهء مهين صنعتى متين بنمود ، و نقشهاى گوناگون از شكلهاى جوراجور پديد آورد . چنان كه هر عضوى به نوعى از جمال آراسته ، نه بر حدّ او افزوده ، نه از قدر او كاسته ، هريكى را صفتى داده ، و در هريكى قوّتى نهاده : حواس در مغز ، بها در پيشانى ، جمال در بينى ، جادو در چشم ، ملاحت در لب ، صباحت در صورت ، كمال زيبائى در مو ، حسد در جگر ، كينه در سپرز ، شهوت در رگها ، ايمان در دل ، محبّت در سر ، و معرفت در جان نهاده ! بدان‌گونه كه نتوان گفت كه صنعت‌ها در طبع‌ها نيكوتر يا تدبير در صورت‌بندىها شيرين‌تر و برتر است ! لطيفه : ميان آب لطيف و خاك ضعيف اين‌چنين نقش و نگار چيست ؟ چون نگارنده آن يكى است ؟ چندين اثر غريب و عجيب از قطره‌اى آب از چيست ؟ كه عاقل در نظارهء صنعت است و جاهل در خواب غفلت ! اى جوان‌مرد ، تا كى به ديدهء ظاهر به نشان شاهدها نگرى ، يك بار به ديدهء باطن به نشان لطيفه‌ها بنگر چنان كه خداوند فرمود : بندهء من رويت آراستم ، دلت آراستم ، رويت را بهر نظارهء خلق ، و دلت را بهر نظارهء خود آراستم ، رويت مردم بينند و دلت من بينم . بر روى تو كه نظرگاه مردم است حدّ شرع راندن روا نداشتم ، در دلت كه نظرگاه من است درد جدائى كى روا دارم ؟ ما آن خداونديم كه در صفت قدرت ما ، هم آفريدن است