احمد بن محمد ميبدى

485

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

و از درياى دل مرجان موافقت و مكاشفت سر برآرد ! كه فرمود : سوره 55 آيه 20 20 - بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ . آيه . ميان آنها برزخى است كه نه آن بر اين نيرو كند ، نه اين آن را بگرداند ! سوره 55 آيه 22 22 - يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ . آيه . هر دو در نهاد دو دريا تعبيه كرد و حاجز ميان هر دو بداشت ! كه فرمود : برخى مفسران ، در تفسير اين دو آيت گفته‌اند : دو دريا ، درياى بيم و اميد است براى همه مسلمانان ، و درياى قبض و بسط است براى خواص مؤمنان ، و درياى هيبت و انس است براى پيمبران و صدّيقان و عارفان ! لطيفه : از درياى بيم و اميد ، زهد و ورع بيرون آيد ! از درياى قبض و بسط ، گوهر فقر و وجد به در آيد ، از درياى هيبت و انس ، گوهر فنا روى نمايد ، تا در منزل بقا بياسايد - اين است منظور از لؤلؤ و مرجان ! سوره 55 آيه 27 - 26 26 و 27 - كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ . آيه . وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ . آيه . همان است كه در جاى ديگر فرمود : آنچه نزد شما است فانى است و آنچه نزد من است باقى است ! و ازاين‌رو ، مصطفى فرمود : آنچه باقى مىماند بر آنچه فانى مىشود برترى دهيد و برگزينيد ، كه دنيا دار غرور است و عقبى دار سرور ! دنيا دار فنا و عقبى دار بقاء است ، نسيم عقل بر مشام آن‌كس نرسد كه فانى را بر باقى برگزيند و دار سرور را بگذارد و دار غرور آباد كند ! پير طريقت گفت : اگر همهء ملك جهان و كشور بنىآدم را زير نگين تو نهند و كليد خزانه‌هاى دنيا را جملگى به تو دهند ، چون سرانجام آن فنا است ، دل بر آن نهادن خطا است ! اينك چند حكمت و پند از حكيمان و بزرگان بمناسبت فنا و بقا : 1 - به گفتار از كردار كفايت كردن ، كار مغروران است . 2 - بر سرمايهء ديگران اعتماد نمودن ، حرفهء مفلسان است . 3 - به جامهء عاريت نازيدن ، عادت بيكاران است . 4 - به خلعت ديگران شاد بودن ، سيرت بىخردان است . 5 - جفا كردن و طمع وفا داشتن كار نادرستان و ستمكاران است . 29 - يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . آيه . مؤمنان دو گروهند : عابدان و عارفان ، سؤال هريكى به‌قدر همت او ، و نواخت هريكى سزاوار حوصلهء او است ! عابد همه از او خواهد ! و عارف خود او را خواهد ! لطيفه : يكى از عارفان ( احمد بن ابى الحوارى ) ، خداوند را در خواب ديد كه فرمود : همهء مردم از من مىخواهند ! مگر بايزيد كه تنها مرا مىخواهد ! و به زبان حال گفت : هركسى محراب دارد هر سوئى * باز محراب سنائى كوى تو است . بر اين درگاه هركسى را مقامى است و هريكى را سزائى است ! پير طريقت گفت : الهى ، از جود تو هر مفلسى را نصيبى ، و از كرم تو هر دردمندى را طبيبى ، و از وسعت رحمت تو هركسى را سهمى است .