احمد بن محمد ميبدى

46

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

لطيفه : خداوند در عهد ازل با تن‌ها گفت : من خدايم ، با روح گفت : من دوستم ، آن اظهار قدرت و ربوبيت است و اين اظهار مهر و محبّت ! با تن گفت شما آن منيد ، و با روحها گفت من آن شمايم . سوره 20 آيه 56 56 - وَ لَقَدْ أَرَيْناهُ آياتِنا كُلَّها . آيه . ما آيات قدرت و عجايب فطرت را به وى نموديم امّا ديدهء سرّ وى ( فرعون ) از ديدن حقايق آن بدوختيم تا به ما راه نبرد و گرد ما نگردد ، كه او شايستهء بارگاه ما و سزاوار حضرت ما نيست ، ما آن كنيم كه خود خواهيم آنچه مراد مشيّت ما است مىدانيم و به رضا و سخط ننگريم ، هرك را خواهيم به هرچه خواهيم قهر كنيم و كس را به اسرار الهيّت خويش راه ندهيم . لطيفه : از جانب حقّ فرمان آمد كه اى خليل تو نمرود را دعوت كن ! اى كليم تو فرعون را دعوت كن ، اى مصطفى تو سران قريش را دعوت كن ! شما همىخوانيد و آيات معجزات را همىنمائيد ، من آن را هدايت كنم كه خود دانم . نمرود كه دعوى خدائى داشت ، پشه‌اى فرستادم او را هلاك كرد ! فرعون ياغى طاغى خويشتن بين كه نعرهء منم خدا زد ، پاره‌اى چوب به دست موسى فرستاديم ، تا قدر و قدرت او را پيش او نهد ! بزرگان قريش كه قصد حبيب ما كرده بودند و او را از ميهن خود بتاخته و به انديشهء هلاك وى از پى او برآمدند ، دوست ما يار در آن غار غيرت گرفته و ما عنكبوت ضعيف را از غيب به شحنگى او فرستاديم ! آرى در راه ما گاه پشه‌اى سپهسالارى كند ! گاه عصائى در صحرائى اژدهائى كند ! و گاه عنكبوتى مبارزى كند ، گاه آبى فرمانبردارى ( نوح ) كند . گاه آتشى مونسى كند ، گاهى درختى سبز مشعله‌دارى كند ! سوره 20 آيه 70 70 - آمَنَّا بِرَبِّ هارُونَ وَ مُوسى . آيه . ساحران فرعون با آنكه در عين كفر بودند با خبث جنابت نيز بودند كه ساحر تا جنب نبود سحر جاىگير نيفتد ! امّا چون نسيم دولت از وزشگاه لطف و كرامت وزيدن گرفت نه جادو گذاشت و نه جادوگرى ، نه كفر ماند نه كافرى ! بامداد در جنابت كفر و انكار ، شبانگاه به جنيبت ايمان و استغفار ! سوره 20 آيه 73 73 - إِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا . آيه . مهم‌ترين چيزها نزد كسى كه خدا را شناخته ، آمرزش است ، چنان كه آدم هنگامى متوجّه خبط و خطاى خود شد گفت : خداوندا ما به خود ستم كرديم اگر ما را نيامرزى و رحم نكنى از زيان‌كاران خواهيم بود ! - نوح پس از آن همه آزارها و بلاها ، گفت : خدايا اگر مرا نيامرزى و رحم نكنى از زيان‌كاران خواهم بود ! - موسى وقتى خشمناك شد ، گفت : پروردگارا ، من به خود ستم كردم مرا بيامرز ! - ولى به مصطفى فرمود : از گناهت آمرزش بخواه تا خداى تعالى گناه اوّل و آخر تو را بيامرزد ! تفسير لفظى [ آيات 74 الى 101 ] 74 - إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى . هركس بر خداوند خويش آيد در حال گناهكارى و كافرى ، او راست آتش دوزخ كه در آن نه مىميرد و نه زندگانى خوش زيد . 75 - وَ مَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى . و هركس به خداوند آيد درحالىكه مؤمن باشد و كارهاى نيكو كرده باشد ، آنان را درجه‌هاى عالى و بلند در بهشت است . 76 - جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ ذلِكَ جَزاءُ مَنْ تَزَكَّى . بهشتهاى جاودان كه جوىها از زير درختان آن هميشه روان خواهند بود و اين پاداش كسى است كه پاك باشد . 77 - وَ لَقَدْ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِيقاً فِي الْبَحْرِ يَبَساً لا تَخافُ دَرَكاً وَ لا تَخْشى . ما به موسى پيغام داديم كه بندگان مرا به شب بر ، و ايشان را در دريا راهى زن ، راهى خشك كه در آن از در رسيدن دشمن به خود بيم راه ندهى .