احمد بن محمد ميبدى
442
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ « 1 » . اگر دو گروه از مؤمنان باهم درافتند ، ( كشتار كنند ) ميان آنها آشتى دهيد پس اگر يكى از آنها بر ديگرى افزونى جويد ( ستم كند ) شما با او بجنگيد تا از افزونجوئى بازآيد ، پس اگر افزونجو ، با داد آمد ، شما هم ميان آنها به داد آشتى دهيد و دادگرى كنيد كه خداوند دادگران را دوست دارد . تفسير ادبى و عرفانى سوره 49 آيه 0 بِسْمِ اللَّهِ ، از حضرت ( امام ) جعفر صادق ( ع ) پرسيدند معنى بسم الله چيست ؟ گفت : اسم از سمت است و آن داغ باشد كه براى نشان گذارند . چون بنده بسم الله گويد ، معنى آنست كه داغ بندگى حق بر خود مىكشم تا از كسان او باشم ، چنان كه هر پادشاهى را مركب خاصّى است كه آن را داغى ( نشانى ) ويژه باشد ، تا طمع ديگران از آن بريده شود ، و آن مركب عزيز و محترم و از تعرّض مصون باشد ، و هر مركبى كه داغ شاهى ندارد ، ذلول و ذليل و در آسيب كوفت و كوب ديگران است ! » « مثال بندگان خدا نيز همين است : داغ الهى بر بندگان اهل اخلاص ، گفتن بسم الله است و هركه اين داغ دارد در حمايت جلال است و در رعايت جمال ، و در خدمت قبول و اقبال ، و هركه اين داغ ندارد ، اسير دست و پاشكسته و رنجور مهجور است ! » پس اى جوانمرد كوشش كن تا داغ بندگى حق بر سر خودكشى ، تا در هر دو سراى سعادتمند باشى ، و چندانكه توانى بكوش تا نام خويشتن در كسى از كسان او بندى تا عزيز هر دوجهان گردى ! كه خردمندان گفتهاند : بندهء خاص ملكِ باش كه با داغ ملك * روزها ايمنى از شحنه و شبها ز عسس هركه او نام كسى يافت از اين درگه يافت * اى برادر كسِ او باش و مينديش ز كس سوره 49 آيه 1 1 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ . آيه . اى گرويدگان و حقّ جويندگان و در راه اسلام پويندگان ، از ذات خود هيچ مگوئيد ، و از پيش خود در عرصهء دين ، هيچ اساس منهيد و تكيه بر دانش و خرد خود مكنيد ، هرچه گوئيد از گفت رسول ما گوئيد و از فرمان او درمگذريد و عهد او در دل گيريد و حكم او را به جان پذيريد كه حكم او حكم ما است و پيروى او دوستى ما است ، شما كه ياران اوئيد و در اميد شفاعت ، او را با تفخيم و تعظيم خوانيد ، زيرا او قبلهء اقبال و كعبهء آمال و كلّ كمال و جملهء جمال است ،
--> ( 1 ) - مفسران نوشتهاند اين آيت دربارهء دو قبيلهء انصار ( اوس و خزرج ) نازل شد كه هر دو از مؤمنان بودند و باهم به جنگ و بغى برخاستند و يكدگر را زخم زدند ! حضرت ميان آنها را پس از رسيدن اين آيت آشتى داد . روايت ديگر اين است كه مراد پديد آمدن اصحاب بغى است در برابر اصحاب عدل كه با آنها جنگ كنند و حكم آنان اين است كه ميان آنها را آشتى دهند و با آنها به عدل رفتار كنند . روايت ديگر آنست كه گروهى اهل بغى و جور و ستم بر امام عدل خروج كنند و در ايشان سه شرط موجود است : يكى آنكه گروهى انبوه باشند ، ديگر آنكه براى حركت خود بهانه و عنوانى بسازند ، سوم آنكه امامى بر خود نصيب كنند كه پيشواشان باشد ! در اين صورت حكم اين است كه امام عدل ، ايشان را به صلح خواند اگر پذيرفتند ترك جنگ كنند و گرنه با آنان بجنگند تا تسليم شوند !