احمد بن محمد ميبدى
431
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
ابراهيم را گفتند : تسليم شو ( اسلام آور ) گفت : اسلام آوردم و تسليم شدم ، امّا محمّد را گفتند : بدان ، نگفت دانستم ! زيرا خليل رونده بود و در وادى تفرقت مانده ، لاجرم جوابش خود بايد بدهد ! اما حبيب ، خود ربودهء حق است در نقطهء جمع ، حق او را به خود باز نگذاشت و از بهر او جواب داد كه آمَنَ الرَّسُولُ . پيغمبر ايمان آورد و ايمان پيغمبر همان علم است و خبر دادن حق از ايمان و علم محمّد كاملتر است از خبر دادن خود محمّد به اينكه دانستم ! . . . وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ . آيه . خداوند فرمود : ( اى محمّد ) چون دانستى كه بدانستى ، پس استغفار از گناه كن ، و چون در خود بدانى كه ما را دانستى از اين دانش توبه بيار و آمرزش خواه ! كه جلال قدر ما را جز جمال عزّ ما نداند ! ( استغفار پيغمبر براى تأسّى كردن امّت به اوست زيرا او معصوم است ) تو را كه داند ، تو را تو دانى تو * تو را نداند كس ، تو را تو دانى بس ! . . . وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ . آيه . خداوند از طاعت شما بىنياز است و شما به رحمت او نيازمنديد ، خداوند غنى است و او را به كس حاجتى نيست ، واحد است او را شريك نيست ، جبّار است و كسى را در وصال او رنگ نيست ، هرچه كند ، كسى را زهرهء چونوچرا نه ! اگر همهء اعمال صدّيقان زمين و طاعت قدّيسان آسمان جمع كنند ، در ميزان جلال او با يك پر پشّهاى نسنجد ! پس بنگر تا به اين عمل شوريدهء خود ننگرى ، و در اين عقل مختصر خود به ديدهء اعجاب ننگرى ، و او را كه جوئى به فضل او جوئى نه به عقل و عمل خود ! اى جوانمرد ، عزّت صفت خدا است و بىنيازى صفت او ، علم و عقل و فهم كجا زهرهء آن دارد كه پيش عزّت او باز شود . فضل صفت او است و عزّت صفت او است ، و پيش صفت او كه تواند باز شود جز صفت او ؟ هركه در پناه عقل رفت ، صفت عزّت پيش آمد و او را نااميد بازگردانيد ، و هركه در پناه فضل او رفت به بالاترين درجه رسيد . لطيفه : هركه تكيه بر عمل خويش كرد ، او را به خود بازگذاشتند ، و هركس در فضل و رحمت او آويخت ، او را به جنّات نعيم برگذاشتند و به جايگاه راستى نزد پادشاه مقتدر رسانيدند كه پيغمبر فرمود : هيچ كس از شما به عمل خود نجات نيافت ! اصحاب گفتند : حتّى عمل شما ؟ فرمود : آرى ، مگر آنكه خداوند مرا مشمول رحمت خود كند كه فرمود : وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ : سورهء - 48 - فتح - 29 - آيه - مدنى - جزو 26 تفسير لفظى [ آيات 1 الى 17 ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . بنام خداوند فراخبخشايش مهربان . 1 - إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً . ( اى محمّد ) ، ما براى تو راه پيروزى آشكار گشوديم . 2 - لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيماً . « 1 » ( ما حكم به تو برگزارديم و تو را به داورى برگشاديم ( در صلح با مشركين ) ، برگزارى
--> ( 1 ) - دربارهء اين فتح ، بعضى مفسران فتح مكه و بعضى فتح خبير دانسته ولى بيشتر آنها آن را صلح حديبيه در سال ششم هجرت دانستهاند كه همان صلح و فتح باعث فتح مكه گرديد . و از گناه مقصود گناه امت است .