احمد بن محمد ميبدى
40
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
و خاشاك پاك و پاكيزه كند و بروبد ، تا چون پادشاه درآيد كارها ساخته و منزل پرداخته بود ، و چون سلطان عزّت الّا اللّه به سينهء بنده نزول كند فرّاش لا إله از پيش بيايد و ساحت سينه به جاروب تجريد و تفريد بروبد و خس و خاشاك بشريّت و آدميّت و شيطنت نيست و نابود كند و بيرون افكند ، آب رضا بزند ، فرش وفا بگسترد ، عود صفا بر مجمر ولاء بسوزد ، تا چون سلطان الّا اللّه دررسد در مهد عهد بر سرير سرّ تكيه زند . تكيه بر جان رهى كن كه تو را باد فدا * چه كنى تكيه بر آن گوشهء دارافزينا ؟ سوره 20 آيه 9 9 - وَ هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى . آيه . آتش نشان جود است و دليل سخاء ، باديهنشين آتش افروزد تا بدان مهمان گيرد ، هيچكس به آتش ، مهمانى چون موسى نيافت و هيچكس از آتش ، ميزبانى چون خداى تعالى نديد ! موسى آتش مىجست كه خانه افروزد ، آتش يافت كه جان و دل سوزد ، همه آتشها تن سوزد و آتش دوستى جان ! به آتش جانسوز شكيبائى نتوان . آتشها بر تفاوت است : آتش شرم ، آتش شوق ، آتش مهر . آتش شرم تفرّق سوزد ، آتش شوق صبر سوزد ، آتش مهر دو گيتى سوزد ، تا جز از حقّ نماند ! دليل يافت دوستى ، دو گيتى سوختن است و نشان محقّق ، با غير حقّ نپرداختن و علامت نيستى ، در خود به رسيدن است . باران كه به دريا رسيد در خود برسيد ! و آن كس كه به حقّ رسيد در خود برسيد : موسى به سر مشرب توحيد رسيده بود كه خطاب إِنِّي أَنَا رَبُّكَ شنيد ، او را فرمودند كه قدم در عالم تفريد نه ، او پاى بر هر دو گيتى نهاد و مولى را همّت يگانه كرد . سوره 20 آيه 12 12 - إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ . آيه . يعنى دلت را از صحبت دو جهان فارغ ساز و به صفت انفراد ، خود را تنها براى حقّ آماده ساز . اى موسى ، يگانه را يگانه باش ، اوّل در تجريد قصد ، آنگاه در نسيم انس ! از دو گيتى بيزار شو ، تا نسيم انس از صحراى لم يزل دميدن گيرد ، آنگاه حجاب تقسيم از ميان برخاسته و نداى لطف به جان رسيده ! سوره 20 آيه 17 17 - وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى . آيه . چون خطاب « منم خداى يگانه » به گوش موسى رسيد ، سلطان هيبت بر او تاختن آورد ، و در حيرت و دهشت افتاد ، و از صولت آن هيبت آرام جان نماند ! نه تن صبر برتافت ، نه دل با عقل پرداخت ، تا خداوند به نداى لطف ، تدارك دل وى كرد و حديث عصا به ميان آورد و فرمود : چه در دست راست دارى ؟ اى موسى گفت : اين عصاى من است ، فرمان آمد ، آن را بيفكن ، موسى عصا را بيفكند ، مار گشت ! مار چون آهنگ او كرد بترسيد و به هزيمت شد ، ندا آمد ، نترس و آن را بگير ! اين همان عصا است كه تو گفتى و دعوى كردى ، اى موسى ، تو را با دعوى چه كار ؟ مردان راه ، دعوى نكنند و هيچ چيز به خود نسبت ندهند ، كه آن صفت هستى و آثار دعوى موسى بود ، و چون او دعوى دارائى كرد ، موسى را مطّلع فرمود تا از آن دعوى برخاست و دامن عصمت خود را از آن گرد بيفشاند ! سوره 20 آيه 22 22 - وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ . آيه . معجزهء عصاى موسى از او بيرون بود ولى معجزهء يد بيضاء در نفس او بود . عصا نمايش كارى است از آيات آفاق و يد بيضا نمايش كارى است از آيات انفس ! كه خداوند راه توحيد را بر شناخت اين آيات نهاد . سوره 20 آيه 23 23 - لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى . آيه . آيت كبرى به حقيقت آنست كه از ديدهء خلق پوشيده و از تكلّف و تصرّف بنده رسته ، شرابى از غيب روى نهاده ناخواسته ، به سرّ بنده رسيده و چاشنى آن به جان يافته ، عيشى روحانى با صد طبل پنهانى ، و رستاخيز جاودانى ، نفسى به صحبت آميخته ، جانى در آرزو آميخته ، دلى به نور يافت غرق گشته ، از غرقى كه هست طلب از يافت بازنمىداند ، و از شعاع وجود عبارت نمىتواند ، در آتش مهر مىسوزد و از ناز بازنمىپردازد . پير طريقت گفت : الهى ، آنچه ناخواسته يافتنى است ، خواهندهء آن كيست ؟ و آنچه از پاداش برتر است ، پرسش در جنب آن چيست ؟ پس هرچه از باران منّت است بهار آن دمى است ، و هرچه از تعرّض و سؤال است از بنده استمدادى است ! خدايا ، دانش و كوشش محنت آدمى است ! و بهرهء هر يكى از تو ، بسزا كرد ازلى است !