احمد بن محمد ميبدى
366
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
زمين ساختم تا تو را خوراك دهد « 1 » فردا كه روز مشاهدت است واسطه لازم نيست ، خود گويم : بخوريد و بياشاميد گوارا باد بر شما - آفتاب آفريدم تا تو را روشنائى و گرمى دهد كه امروز در عالم صورت ، نور معرفت در پردههاى دل دوستان پنهان است ، فردا كه صفت نور معرفت آشكارا گردد ، آفتاب صورت چه به كار آيد ؟ برهان وقتى بايد كه عيان نبود ، چون عيان آمد برهان چه كند ! 64 - وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ . از موجودات و مخلوقات هيچكس را آن صورت و آن جمال ندادند كه آدميان را دادند ! با هيچ مخلوق آن سرّ نبود كه با آدمى بود ، نه با عرش ، نه با كرسى ، نه با فلك نه با ملك ! زيرا آنها همه بندگان مجرّدند و آدميان هم بندگانند و هم دوستان ! خداوند بر آدميان رقيب است « 2 » صاحب جمالى بايد تا رقيبى بر او گمارند ! گفت : من رقيب شمايم زيرا كه رقيب شرط صاحب جمال است . و به جمال آدمى هيچ آفريدهاى نيست ! خداوند ، هفت قبّهء خضرا بركشيد ، و به ستارگان و اختران بنگاشت ، جبال راسيات نصب كرد ، هزاران صنعتهاى بديع از كتم عدم به عرصهء وجود آورد ، خورشيد جهانتاب را مدوّر كرد ، ماه آسمان مصوّر كرد و در حق هيچيك اين خطاب نكرد كه در حق آدميان كرد و فرمود : فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ ! از جملهء نيكوان و خوبان سپاه * زيباى كمر توئى و زيباى كلاه . . . وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ . آيه . چون مىدانى كه خداوند روزى تو را پيش از وجود تو انداخته و سببهاى آن ساخته و رسانيدن آن را خود ضمان كرده ، نيكو نبود كه تو خود را دست مال طمعهاى هركس كنى و نياز خود به مخلوق بردارى ! كه يارى خواستن مخلوق از مخلوق چون يارى خواستن زندانى از زندانى است ! بشر حافى گويد : امير المؤمنين على ( ع ) را بخواب ديدم گفتم : مرا پندى ده گفت : چقدر نيكو است شفقت توانگران بر درويشان ! از بهر طلب ثواب ، و از آن نيكوتر مناعت و تكبّر درويشان است بر توانگران ! از غايت اعتمادى كه بر كرم خداوند دادند . استاد ابو على دقّاق به كسى گفت : اعتقاد تو اين است كه تو را از روزى چاره نيست ، و اعتقاد من آنست كه روزى را از تو چاره نيست . كجا است درويشى كه كمر تجريد بسته و رداى تفريد افكنده تا زير قدم جمعيّت چشمهء روزى برجوشيد ؟ سوره 40 آيه 65 65 - هُوَ الْحَيُّ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ . آيه . نگارندهء صورت آدميان ، نمايندهء قدرت در زمين و آسمان رسانندهء روزى بندگان كيست ؟ آن زندهء پاينده كه هميشه بوده و هست و خواهد بود ، هستى وى را آغاز نه ، و بود او را انجام نه ، ميراث بر جهان از جهانيان ، بازگشت همهء خلق بسوى او است جاويدان . سورهء - 41 - فصّلت يا سجده - يا مصابيح - 54 - آيه - مكى - جزو 24 [ تفسير لفظى آيات 1 الى 24 ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 - حم . حاميم . 2 - تَنْزِيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . فروفرستادهايست از سوى خداوند فراخ رحمت مهربان . 3 - كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ . نامهايست كه سخنان آن و نشانهاى آن
--> ( 1 ) اشاره به آيهء فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا وَ عِنَباً وَ قَضْباً وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا . ( 2 ) اشاره به آيهء إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً .