احمد بن محمد ميبدى
27
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
جبرئيل گفت : پروردگار تو مىگويد : اين كار بر من آسان است و تا آن را نشانى ( شگفتى ) و آيتى براى مردمان كنم و بخشايشى از ما به تو است و كارى بود از ما خواستنى و گزارده و شدنى ! 22 - فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَكاناً قَصِيًّا . پس مريم به عيسى بارور شد ، و بار شكم خود را دور برد ( و شرم داشت ) . 23 - فَأَجاءَهَا الْمَخاضُ إِلى جِذْعِ النَّخْلَةِ قالَتْ يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا . آنگاه او را درد زه خاستن گرفت كه با تنهء خرما بن شد ( و پشت خود را بدان نهاد ) و گفت اى كاش من پيش از اين بمردمى ( از دلتنگى و شرم ) و فراموش شده بودم . 24 - فَناداها مِنْ تَحْتِها أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا . پس عيسى ( كه زير او بود ) او را آواز داد كه اندوهگين مباش ، خداوند زير پاى تو جوئى آماده كرده ( و فرزندى عطا كرد . ) 25 - وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا . و خرما بن را بسوى خويش بجنبان تا بر تو خرماى تر و تازه و در هنگام رسيده افتد ! 26 - فَكُلِي وَ اشْرَبِي وَ قَرِّي عَيْناً فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا . پس از آن رطب بخور و از آن آب بياشام و چشمان روشن دار ، اگر از مردمان كسى بينى بگو من خداى خود را پيمان كردهام كه خاموشى ( سكوت ) كنم و امروز با هيچ مردم سخن نخواهم گفت . 27 - فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَها تَحْمِلُهُ قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيًّا . پس مريم عيسى را برگرفت و او را به قوم خويش آورد ، آنها گفتند : اى مريم ، چيزى آوردى بس شگفت و منكر ! 28 - يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا . اى خواهر هارون ، پدر تو مرد بد نبود و مادرت هم پليدكار نبود ! 29 - فَأَشارَتْ إِلَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا . پس مريم براى جواب آنها اشاره به عيسى كرد ، آنها گفتند چگونه با كودك خود در گهواره سخن گوئيم ! ؟ 30 - قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا . عيسى ، ( درحالىكه در گهواره بود ) گفت منم بندهء خداوند كه مرا دين و كتاب داد و مرا پيغمبر قرار داد . 31 - وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا . و مرا خداوند بركت داد هرجا كه باشم و مرا به نماز و زكات اندرز داد تا زنده هستم . 32 - وَ بَرًّا بِوالِدَتِي وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا . و مهربانى به مادرم سفارش فرمود و مرا جبار و بدبخت نكرد . 33 - وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا . و درود خداى بر من روزى كه زائيده شدم ( زيم ) و روزى كه ميرم و روزى كه زنده انگيزاينده مىشوم . 34 - ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ . اين است عيسى پسر مريم ، سخن خداى ، كه ترسايان دربارهء او سخن جدا جدا مىگويند و پيكار مىكنند . 35 - ما كانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحانَهُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ . شايستهء خداوند نيست كه هيچ فرزند گيرد ، پاك است و بىعيب خدائى كه چون خواهد كارى كند ، جز آن نبود كه گويد : باش ، پس مىباشد !